زندگی و دست نوشته های من ، افشار سیگارچی
ده سال از خاموشی احمد شاملو می گذرد ، با شعر هایش عاشق شدیم ، گریستیم ، به فکر فرو رفتیم . در اواخر عمر، در یکی از آخرین شعرهایش مینویسد: «هِی بر خود میزنم که مگر در واپسین مجال سخن ،هر آنچه میتوانستم گفته باشم، گفتهام؟»
احمد شاملو در طول عمر خود توانست در عرصه های مختلف ( شعر ، ترجمه ، روزنامه نگاری ، فرهنگ عامه ، پژوهش در متون ) کار کند که در برخی از کارهایش مثل شعر جاودانه شد که البته در باقی عرصه ها نیز فرد موفقی بود .
شاملو تکرار نخواهد شد.
«پرنده مهاجر»ِ کوروش یغمایی را شنیده اید؟ من آن پرنده مهاجرم.
افشار هستم و نام فامیلم سرشناس تر از خودم. همیشه فکر می کردم ، من زیر سایر نام پدر و برادر هایم گم شده ام ، اما نه ، اگر در میان سروهای قد افراشته ، درختی کوچک بوده ام ، همواره بوده ام. بله ، من ، پرنده مهاجر ، همواره بوده ام. پیوند من به خبرنگاری ، از راهروهای بخش فنی روزنامه ای بود که «آرش» سردبیرش بود اما با رفتن او ، قلم به دست من افتاد ، پس نوشتم و می نویسم و خواهم نوشت. افشار سیگارچی