زندگی و دست نوشته های من ، افشار سیگارچی
امروز که از خواب بیدار شدم صداهایی در گوشم می آمد صدای الله اکبر صدای یا جسین میرحسین صدای صدای آزادی و چه صدای خوبی بود این همبستگی و اتحاد زنان و مردانمان اما چه حیف دیری نگذشت صدای گلوله گوشم را کر کرد ؛ دیگر چیزی نمی شنیدم فقط می دیدم ، می دیدم [...]
از امروز اعتصاب غذای نامحدود خواهم کرد ، هرچند من بنا بر شرایطی نمی توانم مقابل سفارت ایران در … بروم اما به عنوان یک مدافع حقوق بشر، یک روزنامه نگار برای اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران و دوستان و همکاران دربند و نقض حقوق آنها من نیز اعتصاب غذای نا محدود می [...]
اینکه چند روز ننوشتم ، معذرت می خواهم.
بعد از وقایعی که پیش از این اینجا نوشته بودم ، مجبور شدم همه چیز رو ترک کنم. سخته اما خب ، راه دیگه ای نبود. فعلا در سرزمین جدید ، دنبال کارهام هستم. امیدوارم طعم این آزادی نسبی ، برای من و تو ، دائمی بشود …
به [...]
امیدوارم سالهای سال سایت بالای سرمون باشه احمد آقا
محمود احمدىنژاد، رئیس جمهوری ایران در گفت و گویى با یک شبکه تلویزیونى بریتانیایى منکر سرکوب تظاهرات مخالفان دولت توسط نیروهاى بسیج در جریان رویدادهاى پس از انتخابات ریاست جمهورى در ایران شده و «ماجرا کشته شدن ندا آقاسلطان را نیز یک سناریوى دروغ خواند.»
محمود احمدىنژاد در گفت و گویى با شبکه [...]
«پرنده مهاجر»ِ کوروش یغمایی را شنیده اید؟ من آن پرنده مهاجرم.
افشار هستم و نام فامیلم سرشناس تر از خودم. همیشه فکر می کردم ، من زیر سایر نام پدر و برادر هایم گم شده ام ، اما نه ، اگر در میان سروهای قد افراشته ، درختی کوچک بوده ام ، همواره بوده ام. بله ، من ، پرنده مهاجر ، همواره بوده ام. پیوند من به خبرنگاری ، از راهروهای بخش فنی روزنامه ای بود که «آرش» سردبیرش بود اما با رفتن او ، قلم به دست من افتاد ، پس نوشتم و می نویسم و خواهم نوشت. افشار سیگارچی