زندگی و دست نوشته های من ، افشار سیگارچی
من از آرش و اشکان در مورد کوی دانشگاه سال ۷۸ شنیده بودم اما باید می دیدید چه دیروز بر سرکوی دانشگاه آوردند. نمی دانم شدت تخریب چقدر است اما بخدا بیش از سال ۷۸ است.
———————
بعدنوشت (مرداد ۸۸) – این فیلم تازه منتشر شده. شاید بخشی از تخریب را نشان بدهد :
«پرنده مهاجر»ِ کوروش یغمایی را شنیده اید؟ من آن پرنده مهاجرم.
افشار هستم و نام فامیلم سرشناس تر از خودم. همیشه فکر می کردم ، من زیر سایر نام پدر و برادر هایم گم شده ام ، اما نه ، اگر در میان سروهای قد افراشته ، درختی کوچک بوده ام ، همواره بوده ام. بله ، من ، پرنده مهاجر ، همواره بوده ام. پیوند من به خبرنگاری ، از راهروهای بخش فنی روزنامه ای بود که «آرش» سردبیرش بود اما با رفتن او ، قلم به دست من افتاد ، پس نوشتم و می نویسم و خواهم نوشت. افشار سیگارچی