زندگی و دست نوشته های من ، افشار سیگارچی
تو تونس یه سبزی فروش بزای اعتراض به مشکلات و فقر و بیکار شدنش خودشو آتیش میزنه ، خاورمیانه به کل برای آزادی خواهی بپا می خیزه ؛ در کشور ما یک پرستار به خاطر حجابش اخراج میشه و خود کشی میکنه میمیره هیچی نمیشه ، هر چند چرا یه چیزایی میشه . میشه تو [...]
سعید ملک پور بی گناهیست که دو سال است در زندان به سر می برد ، جرم او نوشتن نرم افزار است ، او قربانی بازی های سیاسی دستگاه حکومتی است که به ناحق به حکم اعدام محکوم شده است . در چند ماه پیش با تلاش و حمایت همگانی روزنامه نگاران [...]
سه سال و نیم از سنگسار وحشیانه دعا می گذرد ، دعا خلیل اسود ” نوجوان ۱۷ ساله کرد عراقی که به جرم عاشقی و با نام غیرت در ۷ آوریل ۲۰۰۷ با حیوانیترین شکل به قتل رسید .
دعا خلیل اسود نوجوان ۱۷ ساله از فرقه ایزدی یا یزیدی، که به جرم دوست داشتن یک پسر عرب [...]
در خبر ها مطلبی دیدم در مورد آقای هاشمی که فرمودن اگر آقا اجازه ندهند به قم نمی روم .. آقای هاشمی
شما سه دهه است در بالاترین مقامات کشوری مشغول به کار بودید و از اول انقلاب اگر نگویم نفر اول ، فرد دوم این مملکت بوده اید ، عرض کردید قصد رفتن به قم [...]
با اینکه آقای احمدی نژاد هر در اکثر سخنرانی هاشون از ایران به عنوان کشوری کاملا آزاد یاد می کنند اما بر اساس تازه ترین آمار حتی به رده های پایین تری سقوط کرده است .
بر طبق آخرین آمار سازمان گزارشگران بدون مرز که در زمینه دفاع از آزادی مطبوعات در دنیا فعالیت می کند [...]
«پرنده مهاجر»ِ کوروش یغمایی را شنیده اید؟ من آن پرنده مهاجرم.
افشار هستم و نام فامیلم سرشناس تر از خودم. همیشه فکر می کردم ، من زیر سایر نام پدر و برادر هایم گم شده ام ، اما نه ، اگر در میان سروهای قد افراشته ، درختی کوچک بوده ام ، همواره بوده ام. بله ، من ، پرنده مهاجر ، همواره بوده ام. پیوند من به خبرنگاری ، از راهروهای بخش فنی روزنامه ای بود که «آرش» سردبیرش بود اما با رفتن او ، قلم به دست من افتاد ، پس نوشتم و می نویسم و خواهم نوشت. افشار سیگارچی