زندگی و دست نوشته های من ، افشار سیگارچی

اردشیر امیر ارجمند، مشاور حقوقی میرحسین موسوی، پیشنهاد داد که اگر حاکمیت واقعا مخالف دیکتاتوری است، در آستانهی ۲۲ بهمن بگذارند مردم ایران و جنبش سبز دست به راهپیمایی و تظاهرات مسالمتآمیز بزنند تا معلوم شود وضعیت حاکمیت در ایران بهتر است یا وضعیت مبارک و بن علی در مصر و تونس.
دکتر امیر ارجمند در گفتوگو با کلمه، تاکید کرد: حرکت دموکراسیخواهی و عدالتجویانه که از ایران و با جنبش سبز آغاز شده بود، امروز سراسر منطقه از تونس تا مصر را فرا گرفته است. قطعا حرکتهای اعتراضی در کشورهای مختلف، ویژگیهای خاص خود را دارند، ولی وجه اشتراک آنها، مبارزه با دیکتاتوری و فساد است.
این استاد ممتاز حقوق دانشگاههای تهران افزود: مردم منطقه نشان دادند که خواستار حق تعیین سرنوشت از طریق ایجاد حکومتهای دموکراتیک هستند. مسلمانان در ایران، تونس، مصر و جاهای دیگر نشان دادند که مخالف دیکتاتوری هستند و خود را ناگزیر از تحمل خودکامگان نمیدانند؛ چه به نام دین، چه به نام سکولاریزم و چه در لباس نظامیان.
ادامه در اینجا
این کاریست که باید انجام دهیم و باز به خیابان بیایم تا بتوانیم دوباره حماسه ساز شویم ، شرایطی که در ۲۵ ، ۲۶ ، ۲۷ خرداد سال ۸۸ پیش آمد حتی تونس و مصر هم چنین تظاهرات مردمی را به خود ندیده اند .
اما والله باز از کجا معلوم که این مردم به خیابان بیایند و حکومت این را به حساب خود نگذارد ، از بعد از انقلاب هیچ وقت مجوزی برای راهپیمایی به مردم داده نشد که بتوانند صدای خود را به گوش جهانیان برسانند و به ناچار مردم در روزهای تقویمی مثل ۲۲ بهمن به خیابان آمده و فریاد آزاده خواهی سر داده اند اما چه فایده که حکومت همه را به حساب خود گذاشت .
پیشنهاد آقای ارجمند پیشنهاد خوبی است اما خود ایشان هم می دانند که این رژیم خود می داند چه دارد می کند و این مردم از این فقر گرانی بیکاری اعدام … به تنگ آمده اند و منتظر فرصتی هستند ؛ پیشنهاد آقای ارجمند متین اما اینکه منتظر بمانیم تا این رژیم اجازه راهپیمایی دهد را فاکتور می گیریم اما نکته ای که باقی می ماند براستی باید چنین کاری انجام شود ، نمی توان منتظر نشست ، ۳۰ سال انتظار کاری از پیش نبرد ؛ عظمت و پتانسیل جنبش سبز ایران به مراتب بزرگتر و بیشتر از راهپیمایی های مردم تونس و مصر است اما آنها توانستند به خواسته های خود برسند .
ما در این یکسال بیکار ننشستیم و بارها به خیابانها آمدیم اما موفق نشدیم شاید چون تجربه این نسل کم است آری برای اینکه اولین باریست در این ۳۰ سال تظاهراتی اعتراضی با این عظمت در کشور رخ داده و ما خود بی تجربه ایم اما تونس و مصر می توانند الگوهای خوبی برای ما باشند .
این مطلب رو هم بخوانید در نوع خود جالبه
در تونس کسی به دنبال رهبری برای هدایت اعتراضاتشان نیستند مردم به دنبال گرفتن حق شان هستند ، برای آنها کسی تایین تکلیف نمی کند مثل مهندس موسوی که در اوج بهبه ی زمانی در شرایط بد بگیر و ببند ها به مردمی که میلیونی به خیابان می آمدند می گوید سکوت کنید به خانه هایتان بروید ، که دولت کودتا کماکان روزنامه نگاران ، فعالین حقوق بشری و … ما را زندانی و یا اعدام کنند ؛ در مصر ارتش به مردم پیوست اما حیف که چنین غیرتی در بین نیروهای امنیتی کشور ما نبود .
این ملت در تظاهرات های میلیونیشان هم دعوت به سکوت شدند ، اعتراض سکوت برای اینکه درگیری به وجود نیاد کسی بازداشت نشه کسی کشته نشه اما همه دیدیم که انسان هایی زیادی کشته شدند کسی چیزی نگفت تا اینکه این جنبش آرام آرام واقعا جنبش سکوت شد . از شروع سال جدید میلادی تا به امروز افراد زیادی به بهانه های مختلف اعدام شده اند که جالب بود عکس العملی از رهبران جنبش سبز دیده نشد اما امروز برای مردم مصر بیانیه دادند .
امروز یه نظر دیگه هم دیدم که توجهم جلب کرد و این بود :
به جای بیانیه حرکتی کنید ، چه بخواهید چه نخواهید رهبر این جنبش بوده اید و هستید ، برای خود من که هر زمان بحثی در باره مسائل ایران میشه اولین چیزی که به یادم میاد شما هستید آقای موسوی ، همینطور که می بینید در این پست هم بحث به شما رسید و با بحث شما پایان می یابد ، وقتی به یاد اتفاقات سال گذشته می افتم به یاد اون تظاهرات میلیونی واقعا احساس غرور می کنم اما حیف امروز می بینم در کشورهای تونس مصر یمن الجزایر آنها در رسیدن به خواسته هایشان موفق می شوند اما ما کماکان در برابرنظام دیکتاتوری ایران سر تعظیم فرود آورده ایم .
این مردم هنوز با تمام کم کاری ها و اشتباهات شما هنوز با شما هستند و منتظر تلنگری هستند .
«پرنده مهاجر»ِ کوروش یغمایی را شنیده اید؟ من آن پرنده مهاجرم.
افشار هستم و نام فامیلم سرشناس تر از خودم. همیشه فکر می کردم ، من زیر سایر نام پدر و برادر هایم گم شده ام ، اما نه ، اگر در میان سروهای قد افراشته ، درختی کوچک بوده ام ، همواره بوده ام. بله ، من ، پرنده مهاجر ، همواره بوده ام. پیوند من به خبرنگاری ، از راهروهای بخش فنی روزنامه ای بود که «آرش» سردبیرش بود اما با رفتن او ، قلم به دست من افتاد ، پس نوشتم و می نویسم و خواهم نوشت. افشار سیگارچی