خانه (صفحه اصلی)

   وبلاگ

روزنگار

لافهای مستی (شعر)

      عکس | درباره من | تماس با من

 سایت سیگارچی ها  

پنجره ی التهاب / طرح از رافونه سام دلیری
پنجره ی التهاب
در ميان اين هزار پنجره ها 
شنيدن التهاب
ديگر طبيعي جلوه مي  كند
-----------------------------
وبلاگ آرش سیگارچی
 روزنامه نگار مقیم آمریکا



-----------------------------
آرشیو یادداشت های بلاگ
 در یک صفحه

-----------------------------
[صفحه اول] [تماس با من] [درباره  من]

 

روایت روزهای سخت مبارزه ام  با سرطان


ایستاده چو شمع

 

دور ایران با من و رافونه در 22 روز


ایرانگرد

 

حدیث سخت مرگ برادرم ، اشکان
عشق ِ من رفت

اشکان سیگارچی ، هنرمند و نوازنده چیره دست سنتور

» چه غمي؟! اشكان دو ساله شد (86)
-----------------------------

 
 
 
 
 
 
 

...

 
 
 
 

...

 
 
 
 
 
 
 
 
آخرين پيامها
جمهوری اسلامی ، قاتل دکتر بختیار ؟!

لينک به اين پيام  

 در سالهای اخیر بارها شنیده اید که جمهوری اسلامی ایران عامل ترور فلان چهره سیاسی یا فرهنگی در داخل یا خارج از ایران بوده است. حتی یادم هست وقتی احمدی نژاد انتخاب شد به عنوان رییس جمهور ، برخی نیز او را با کسی که عامل ترور "کاظم سامی" بود اشتباه گرفتند. کاظم سامی دبير کل "جاما" که زمانی وزير بهداری کابينه مهندس بازرگان بود که به اين نتيجه رسيده بود که باند حاکم در ايران "يک جريان فاشيستی خطرناک" است که کشور را به سوی تباهی می برد و نظرات خود را به صراحت برای همفکران خود مطرح می کرد به همین دلیل بود که در يکی از روزهای پائيز ۶۷،کاظم سامی در مطب خود بطرز فجيعی به قتل رسيد.

اما احمدی نژاد قاتل او نبود. راستش من هم نیم دانم قاتل او کیست چه آنکه خیلی ها قتل سامی را محصول گروه ویژه ای می دانند که بعد ها به نام "عامل قتل های زنجیره ای" شناختیم شان.

در میان قتل مخالفان جمهوری اسلامی ، قتل دکتر شاپور بختیار از جمله ترور های مهم بود. هرکس که کمی تاریخ انقلاب را بخواند و اگر حداقل کتاب 149 صفحه ای تاریخ شفاهی هاروارد در گفتگو با دکتر بختیار را بخواند پی به اهمیت این چهره معاصر می برد. جمهوری اسلامی هرچند تا کنون رسما هیچ واکنشی به قتل وی نداده است اما امروز یک مصاحبه در خبرگزاری فارس خواندم که خیلی از مسایل را برایم روشن کرد.

خبرگزاری فارس گفتگویی با "انيس نقاش" از هسته نظامی نیروهای حاضر در لبنان انجام داده است. کامل اینجا بخوانید . انیس نقاش کسی است که همانطور که غیر مستقیم در مصاحبه اش می گوید به "خواست دولت ایران" طرح ترور بختیار را انجام داد که البته ناکام ماند و بازداشت شد.  خود در مورد اجرای ترور می گوید :

" ... شاپور بختيار در حال تدارك كودتا عليه ايران بود، اوحتي براي انجام اين كار50 ميليون دلار از صدام كمك گرفته بود و آمريكا نيز از او پشتيباني مي‌كرد.

كودتاي نوژه طرح اوليه اين كودتا بودكه مي خواستند شاه رابا آن همه جنايتي كه انجام داده بود به ايران برگردانند.جمهوري اسلامي فقط مي دانست كه چنين عملياتي با چنين برنامه‌هايي عليه آن در حال اجراست ولي نيرويي براي مقابله و جلوگيي نداشت.حكم اعدام بختيار در دادگاه انقلاب صادر شد كه امام هم آن را تأييد كرد.

 من به بچه‌هاي سپاه گفتم كه بايد هرچه زودتر عمل كنيد چون اين آدم خطرناكي است ولي آنها هيچ اطلاعات و كانالي نداشتند. بهشان گفتم كه من تجربه كار عملياتي دارم و اين كار را بر عهده مي گيرم.رفتم و كار شناسايي را انجام دادم و بعد از دو هفته به ايران بازگشتم و خبرشان كردم كه منزل بختيار را پيدا كرده ام و حتي توانستم با ايشان مصاحبه كنم .

طرح مدوني براي اجراي حكم اعدام بختيار تهيه كردم و دست به كار اجرايي كردن آن شدم كه متأسفانه آقاي خلخالي مرتكب اشتباه شد و در مصاحبه اعلام كرد كه براي اجراي حكم اعدام شاپور بختيار به پاريس ،كماندو فرستاده ام.اينگونه شد كه شاپور بختيار نه جواب تلفن مي‌داد و نه وقت ملاقات و محافظين او نيز افزايش پيدا كردند.به اين ترتيب وقت ملاقاتي كه با او گذاشته بودم و قرار بود همانجا كار را تمام كنم منتفي شد.

همزمان از تهران با من تماس گرفتند و گفتند كه اينجا به شدت از بابت كودتا نگراني وجود دارد و بايد هر چه زودتر بختيار كشته شود.به اين ترتيب حجت بر من تمام شد و بر خودم واجب ديدم كه هر كاري از دستم بر مي آيد انجام بدهم. يك اسلحه 7 ميليمتر با صدا خفه كن تهيه كردم و رفتم سراغ بختيار.اما اين ها شك كردند و در ساختمان را به رويم باز نكردند.من هم بلافاصله تصميم گرفتم با گلوله قفل در را بشكنم و برو داخل.اما چون در دفتر بختيار ضد گلوله بود ، هيچ كاري نتوانستم بكنم.يكي از دو گلوله اي كه به من خورد ، متعلق به سلاح خودم بود كه به در شليك كردم و كمانه كرد و برگشت سمت خودم.بعد هم كه با پليس فرانسه درگير شدم و يك گلوله ديگر هم خوردم و دستگير شدم.

سوال: حالا ترور شاپور بختيار را داوطلبانه پذيرفتيد و يا اينكه دستور به شما ابلاغ شد؟

ماجرا اين طور بود، در يك جلسه‌اي كه محمد منتظري نيز حضور داشت اطلاعاتي از انجام يك كودتا مطرح شد من اعلام كردم كه بايد رفتارهاي بختيار پيگيري و كودتا خنثي شود. محمد منتظري چون آن روزها تشكيلاتي تحت رهبري خود نداشت، گفت اين عمليات را بايد با دستگاه هاي ديگر مطرح كرد. بعد از 2 روز طي جلسه اي اعلام شد كه با انجام ترور موافقت شده است. حكم اين كار توسط حاكم شرع صادر شد. بعد از دستگيري من و فرار بني صدر از ايران، بعضي از بچه‌هاي سپاه با امام ملاقات مي‌كردند و درخواست داشتند كه بني صدر را ترور كنند اما امام نمي پذيرفت. نه به اين دليل كه روابط سياسي ايران با فرانسه به هم بريزد، كه اين گونه مسائل به هيچ وجه براي امام مطرح نبود. شاپور بختيار يك سياستمدار فاسد بود و بايد از بين مي رفت...."

اما این تروریست بین المللی در بخش دیگری از مصاحبه خود اظهار نظر دیگری می کند که می توان رد پای حمایت جمهوری اسلامی از وی را به وضوح رویت کرد. موضوع معامله جمهوری اسلامی ایران با دولت فرانسه برای استرداد اوست. ببینید جمهوری اسلامی چه بده و بستانی راه انداخته بود تا وی را تحویل بگیرد. پس از اینکه عملیات ترور بختیار ناکام می ماند و "انیس نقاش" بازداشت می شود ، در زندان که بود چند فرانسوی در لبنان دستگیر می شوند. از اینجا را به نقل از "انیس نقاش" بخوانید:

"...هشت فرانسوي در لبنان گروگان گرفته شده بودند، و فرانسه براي آزادي اين ها با ايران وارد مذاكره شد، چون ايران روي گروه هاي اسلامي لبنان نفوذ داشت. شروط متفاوتي مطرح بود. يكي از مواردمطرح شده درتوافق، آزادي من از زندان فرانسه بود. به همين دليل فردي به نمايندگي از طرف دولت فرانسه وارد سلول من شد تا با هم مذاكره كنيم، من پنج شرط گذاشتم:
اول؛ در دوران سلطنت محمدرضا پهلوي بين ايران و فرانسه توافق شده بود كه آن كشور، نيروگاه هسته‌اي ايران را راه اندازي كند.

ايران نيز در ازاي آن تقبل كرد مبلغ يك ميليارد دلار به فرانسه براي اجراي طرح هاي داخلي اين كشوركمك كند. با پيروزي انقلاب اسلامي ، فرانسه از ساخت نيروگاه هسته‌اي خودداري كرد و پول دريافتي را نيز پس نداد.يكي از شروط من پس دادن اين مبلغ به ايران بود كه چك اولش را در سازمان ملل دادند به آقاي ولايتي و بقيه اش را هم اقساطي برگرداندند.

دوم: رجوي در فرانسه اردوگاهي برپا كرده و عليه جمهوري اسلامي فعاليت مي كرد و دولت فرانسه نيز به آنها كمك مي‌نمود، با آنها به توافق رسيدم كه رجوي واطرافيانش از فرانسه اخراج شوند، اين كار هم انجام شد و آن ها به بغداد رفتند.  سوم، دو عراقي توسط دولت فرانسه از اين كشور اخراج و به دولت عراق تحويل داده شده بودند، صدام قصد اعدام آن دو را داشت.

شرط شد كه اينها به فرانسه برگردانده شودند.نماينده رييس جمهورفرانسه شخصا با يك هواپيماي اختصاصي به بغداد رفت و آنها رابه اين كشور برگشت داد.  چهارم، در جنگ عراق و ايران، كشور فرانسه كمك‌هاي فراواني به عراق مي‌كرد و به آنها اسلحه مي فروخت. براي آنها شرط كردم، به ايران هم بايد اسلحه بفروشند و يا اينكه كمك خود را به عراق قطع كنند، دولت فرانسه گفت كه نمي توانيم به شما اسلحه بفروشيم ولي كمك خود را به عراق قطع مي كنيم..

پنجم،آزادي من و افرادي كه من را در ترور بختيار همراهي كرده بودند.

دولت فرانسه شروط مرا پذيرفت و گروگان هاي فرانسوي حاضر در لبنان آزاد شدند، اما من در زندان فرانسه باقي ماندم، به اين دليل كه بين شيراك و ميتران اختلاف ايجاد شد. ابتدا ميتران با ايران مذاكره كرده بود و قول داد كه با آزادي گروگانهاي فرانسوي، من هم از زندان آزاد شوم و بعد از او شيراك به قدرت رسيد و اين مذاكرات را ادامه داد. در فرانسه قانوني است، مبني براينكه تنها كسي كه مي‌تواند دستور آزادي زنداني را صادركند شخص رئيس جمهور است. ميتران به شيراك گفت طي يك نامه كتبي تمام عواقب مذاكره با ايران رابر عهده بگيرد ولي شيراك نمي پذيرفت. ميتران نيز درپاسخ اعلام كرد: من به خاطر شيراك اين قول را دادم و خود او بايد پاسخگو باشد.اختلاف اين دو باعث شدكه من در زندان بمانم.زماني كه اين اوضاع ادامه پيدا كرد، تصميم به اعتصاب غذا گرفتم و به آنها اعلام كردم، يا قول خود را به جمهوري اسلامي ايران اجرا مي‌كنيد و يا اينكه من شهيد مي شوم .

در فرانسه قانوني وجود دارد مبني بر اينكه بايد مراقب زنداني باشند، لذا با گذشت 40 روز از اعتصاب غذا مرا به زور به تخت بستند و با ‌آمپول ويتامين مرا تقويت كردند. بعد از 120 روز فرانسوي ها متوجه شدند كه من در ادامه اعتصاب غذاي خود مصمم هستم، به همين دليل آنها درخواست مذاكره با ايران نمودند، بعدش آقاي رفيق‌دوست كه وزير سپاه بود به نمايندگي از ايران وارد فرانسه شد و طي ملاقاتي به من اطمينان داد كه با دولت فرانسه گفتگو خواهدكرد. بعد ازچندروز مذاكره قرارشد كه من ازاعتصاب دست كشيده و درعوض دولت فرانسه بعداز 4 ماه من را آزاد كند. در اين ديدارها آقاي رفيق دوست قرآني به من هديه داد كه در ابتداي آن دست خط حضرت امام وجود داشت.."

انتشار این سخنان قابل توجه است. فکر می کنم این سند مهمی است که بتوان با تکیه بر آن به این نتیجه رسید که بسیاری از قتل های خارج از کشور تحت نظر مستقیم جمهوری اسلامی ایران بوده است.

 پیش از این من گفتگوی دیگری از "کاظم دارابی" خوانده بودم. می پرسید دارابی دیگر کیست؟ او یکی از چند نفری است که در رستوران میکونوس در برلین فعالان سیاسی کرد را به قتل رساندند و جالب این است که چندی به ایران فرستاده شدند تا بقیه حبس شان را در ایران بگذرانند. وقتی هواپیمایشان نیز به ایران رسید با کلی اسکورت و استقبال مسولان ایرانی مواجه شدند. امیرفرشاد ابراهیمی در این مورد اینجا مطلبی دارد.

آرش سيگارچی نظر ديگران (۴) ۳۰ مرداد ۱۳۸۷  ساعت ۰۶:۳۱
تصمیم گیری به جای زنان

لينک به اين پيام  

برای ساخت یک بنا ، همه جوانب در نظر گرفته می شود. از مهندس نقشه کش و طراح تا برق کار ، لوله کش و غیره. همین طور است در کار قضاوت. وقتی دعوایی مطرح است هر دو طرف دعوا حاضر می شوند از خود دفاع می کنند. این کار پدیده جدیدی نیست. دنیا صد ها و شاید هزاران سال است اینگونه روز را به شب می رساند. اما در کشور ما گویا این روزها روایت برعکس شده است.

دیروز خبری دیدم که می خواهم برای شما نکاتی را در آن بیان کنم. همانطور که در عکس بالا می بینید چند آقای روحانی و غیر روحانی مشغول سخنرانی و بیان دیدگاه ها هستند. تا اینجا تعجب برانگیر نیست بخصوص که آقایان اینچنینی معمولا میکروفن را دوست دارند. اما فاجعه وقتی است که بدانید این جلسه کاملا مردانه ، جلسه "جلسه ستاد گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" است.

خبرگزاری مهر دیروز خبرداده شرکت کنندگان و اعضای ستاد گسترش فرهنگ عفاف و حجاب سازمان تبلیغات اسلامی در نشست امروز به ارائه گزارش و عملکرد و وظایف سازمان خود پرداختند.

حجت الاسلام سید اسماعیل حسینی مدیرکل اداره کل امور فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی که ریاست این جلسه را برعهده داشت با اشاره به وظایفی که شورای عالی انقلاب فرهنگی برعهده سازمانها قرار داده و تفاهم نامه ای که میان سازمان تبلیغات و شورای فرهنگ عمومی به امضا رسیده از شرکت کنندگان خواست حداکثر تا  10  شهریورماه گزارشی از اقدامات سازمان متبوع خود و فعالیتهایی که از توان بالقوه برای اجرایی کردن آن برخوردارند را به سازمان تبلیغات ارائه کنند.همچنین مقرر شد ، جلسات فوق هر ماه به منظور بررسی فعالیتها و برنامه ریزی برای آینده برگزار شده و نتایج نهایی به شورای عالی انقلاب فرهنگی منعکس شود .

به این گزارش تصویری نگاه کنید تا ببینید جلسه برای زنان ، چگونه با حضور "فقط" مردان برگزار شده است!

 

فکر می کنید چرا برنامه ریزی و فعالیت های اینچنینی در کشور ما همواره محکوم به شکست است؟ خب معلوم است یک پای قضیه غایب است.

بدبختی این است که وقتی هم بخواهند آن یک پای قضیه (یا همان خانم ها) را وارد بحث کنند چون معیارهایی چون "خودی بودن" مطرح است ، چند خانم محجبه و متعهد را دعوت می کنند که هیچ برداشت درستی از جامعه ندارند. بنابراین طبیعی است که این تصمیمات مردانه گره ای از مشکلات زنان نگشاید.

*

این روزها حتما از "لایحه حمایت از خانواده" شنیده اید که در بخشی از آن به مردان اجازه چند همسری را می دهد. این لایحه اعتراض بسیاری را برانگیخته است با این حال گویا مجلس در اجرای آن جدی است تا به این ترتیب دهن کجی حسابی به "کمپین یک میلیون امضا" کرده باشد. البته طبیعی هم هست وقتی صدا و سیمای زمان لاریجانی در فرم های کارگزینی در مقابل گزینه اعضای خانواده نوشته بود "نام همسر اول – نام همسر دوم" ، می توان انتظار داشت آقای لاریجانی در مجلس اراده برای تصویب این اراده را داشته باشد.

این تصمیم گیری هم بدون حضور زنان است. چرا؟ جالب این است بدانید که از میان 290 نماینده مجلس ، تنها حدود پانزده زن به عنوان نماینده حضور دارند بنابراین هیچ برشی از نظرات زنان جامعه در این مجلس بیان نمی شود.

 

* * مریم رحمانی در وبسایت کارگاه فمینیستی روایت جالبی با عنوان "ماجراي اس ام اس هايي كه به نمايندگان مجلس زدم" در مورد مخالفت با این لایحه دارد که من عین آن را اینجا نقل می کنم:

 

ماجراي اس ام اس هايي كه به نمايندگان مجلس زدم

مدرسه فمنیستی - مريم رحماني

تصمیم می گیرم برای اعتراض به لایحه ضد خانواده تنها به نوشتن مقاله، تهیه گزارش و گرفتن امضا اکتفا نکنم. شماره تلفن نمايندگان كميسيون حقوقي مجلس را از بروشور اعتراضي كه فعالان جنبش زنان براي اگاهي مردم از لايحه ضد خانوده اماده كرده اند؛ پيدا مي كنم. و به تک تک آنها اس ام اس (پیامک!) می زنم كه: لایحه"حمایت از خانواده"را از دستور کار مجلس خارج کنید. این لایحه موجب وهن به اسلام است.

چند ساعتي نمي گذرد كه پیامکی از آقای موسی قربانی رييس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس برایم ارسال می شود: «از کی تا به حال شما مسلمان و دلسوز اسلام شده اید؟!!!»

دقیقا با همین مضمون و همین علامتها.

در جواب اس ام اس رييس كميسيون حقوقي مجلس كه گويا به ماده 23 لايحه علاقه خاصي دارد مي نويسم: «من هم مثل شما مسلمانم و آیه 3 سوره نسا را از ابتدا تا انتها خوانده ام، همچنین آسبیهای اجتماعی ایران را پیگیری میکنم. بر اساس آمار بین تعدد زوجات با افزایش بزهکاری، همسرکشی، خودکشی و... رابطه وجود دارد. می توانید به سایت آمار ایران مراجعه کنید. لطفا قانونی را تصویب کنید که به نفع همه مردم باشد و به درد دنیا و آخرت خودتان هم بخورد.»

چند لحظه بعد یکی از نمایندگان تماس می گیرد. خودش را معرفی نمی کند (با شماره تلفن مجلس تماس گرفته33440014) و می خواهد خودم را معرفی کنم.

می گوید: من الان پیامک شما را دیدم چرا می خواهید لایحه از دستور کار مجلس خارج شود؟ از لایحه چه می دانید؟

می گویم: من متن لایحه را خوانده ام، سوره نسا را هم خوانده ام.

می پرسد: مضمون آیه چیست؟

می گویم: در این آیه آمده است، می توانید یک؛ دو؛ سه یا چهار زن اختیار کنید به شرط اجرای عدالت.

می پرد وسط حرفم، ما هم در این لایحه عدالت را مدنظر داریم.

می گویم: در اين آیه آمده است اگر می ترسید كه نتوانيد عدالت را اجرا کنید پس به یک زن یا کنیز اکتفا کنید.

می گوید: عدالت مد نظر ماست.

می گویم: عدالت انتزاعی.

می گوید: شما مجردید یا متاهل؟!!!

می گویم: لایحه بر همه تاثیر می گذارد. آیت الله صانعی هم حکم به حرام بودن ازدواج دوم بدون اجازه همسر دادند.

می گوید: فتواهای صانعی به درد خودش می خورد، حالا چرا به نظرات او گوش می دهید؟

می گویم: چرا نباید همسر اول اجازه بدهد؟

می گوید: ما قبلا هم اجازه همسر اول را نداشتیم.

می گویم: داشتیم.

می گوید: کی؟ در کدام قانون؟

می گویم: قانون حمایت از خانواده مصوب 53 و همین طور در دهه 60 بعد از اینکه همان قانون ملغی شد؛ مرد باید رضایت همسر اول را برای ازدواج مجدد می گرفت.

می گوید: نه اینطور نیست.

می گویم: چرا من فوق لیسانس روزنامه نگاری دارم و یک چیزهایی می دانم.

تا این جمله را گفتم؛ گفت: تلفنم زنگ می زند باید بروم جواب بدهم با شما بعدا تماس می گیرم.

و ديگر کسی تماس نگرفت.

در عوض اين من هستم كه دوباره با مجلس تماس مي گيرم و خواسته ام را مي گويم.

آقايی پشت خط گفت: شما از کجا تماس می گیرید؟ و من گفتم از جای خاصی تماس نمی گیرم، این خواسته من به عنوان یک شهروند است. لحنش به گونه ای بود که اگر من از جای خاصی تماس گرفته بودم می شد حتما لایحه را از دستور کار مجلس خارج مي کرد. گفت نمی شود كاري كرد و شماره کمیسیون قضایی مجلس را به من داد(39931)

تماس گرفتم.

این سرود مدام پخش مي شد بی آنكه کسی جواب من شهروند را بدهد:

مجلس شورای اسلامی ایرانیم / امانت دار محرومانمانیم /  پاسدار آزادی و ایمانیم /  گسترش دهنده حق و عدالتیم... /  در مسیر روح الله ایم ما با خداییم / خدا با ماست.

سرود انقدر خوانده شد تا ارتباط قطع شد.

یادم آمد چند سال پیش آقای کروبی لایحه ای در مورد مطبوعات را با خواست رهبری از دستور کار مجلس خارج کرد که سرو صداي زيادي به پا کرد. حالا چرا کسی به خاطر داشتن جامعه ای سالم تر و پایه هایی محکمتر؛ این لایحه را از دستور کار مجلس خارج نمی کند؟ نمی دانم!!!!

آن نماینده محترم در مورد موضوعی تا این اندازه مهم اجازه نداد من شهروند نظرم را بگویم که من مخالف تعدد زوجات، گرفتن مالیات بر مهریه، نبود مستشار زن در دادگاه، حذف الجرت المثل از لایحه پیشنهادی قوه قضاییه، سبک شدن مجازات عدم ثبت ازدواج، سخت تر شدن فرایند طلاق برای زنان، نداشتن ضمانت اجرایی حضانت مادر و نداشتن حق ولایت و قیمومیت مادر در شرایط خاص هستم.

آیا اینها خواسته های زیادی است؟

آقای قربانی شما که نماینده مجلس هستید چرا دولت را به خاطر دخالت در کار قوه قضاییه که منافات با اصل قانون اساسی مبنی بر تفکیک وظایف سه قوه دارد توبیخ نمی کنید؟ مگر وظیفه شما همین نیست. تذکر به دولت در جایی که از اصول عدول کرده است؟

آقایان نماینده شما به نام چه کسی بر مسند مجلس جلوس کرده اید؟ نماینده مردم یا نماینده دولت؟

آقای قربانی چرا ماده 23 بهترین ماده این لایحه است؟ ای کاش می شد نظر همسرتان را در این خصوص پرسید یا شاید همسرانتان؟

آرش سيگارچی نظر ديگران (۱) ۲۴ مرداد ۱۳۸۷  ساعت ۰۶:۰۱
… جنایت و حمایت .....

لينک به اين پيام  


عکس
آفتاب

 امروز آیت الله خامنه ای با مسوولان و جمعی از کارکنان وزارت اطلاعات دیدار کرد. خبر این دیدار ، مانند همه خبرهای مراسم های مربوط به رهبری ، بعد از تنظیم در بخش رسانه ای بیت شان ، برای همه خبرگزاری ها فکس شد بنابراین تعجبی ندارد که همه خبرها یکی باشد.

آیت الله خامنه ای در این دیدار گفت "وزارت اطلاعات بايد بدون توجه به امواج و تلاطم‌هاي سياسي، همواره مسير مستقيم خود را ادامه دهد". این گزارش را اینجا بخوانید

نیاز به زکاوت خاصی نیست تا از این جمله رهبری به اصطلاح "رمزگشایی" شود. رهبر ایران از نیروهای امنیتی نظام که "امین نظام" هستند خواسته است همواره یک هدف داشته باشند و آن "حفاظت از انقلاب" است. امری که معمولا در همه سیستم های نیمه بسته و بسته بر عهده سیستم های اطلاعاتی و امنیتی است. مثلا گارد ویژه صدام حافظ سران حزب بعث بود. یا شرطه های عربستانی مسوول حفظ نظام پادشاهی هستند و ...

تقدیر رهبری از وزارت اطلاعات در حالی صورت می گیرد که این وزارت اطلاعات اگر چه وزارتی زیر نظر وزیر منصوب رییس جمهور است اما در عمل شاهدیم که این وزارتخانه چه از نظر عملکرد و چه از نظر جایگاه ، زیر نظر رهبری فعالیت می کند. در نظر بگیرید آیا دولت خاتمی ، وزارت اطلاعات برنامه هایش را از رییس جمهوری دریافت می کرد یا از رهبری؟

وقتی آقای خاتمی بارها در نشست های خصوصی اعلام کرد که "دری نجف آبادی" شانزدهمین گزینه ای بوده که با رهبری بر سر آن بالاخره به اشتراک نظر رسیده ، خود بخوان این حدیث مفصل!

با این حال وزرات اطلاعات در دولت خاتمی کمی مهربان تر بود ، قانون در آن دوره کمی بیشتر رعایت می شد. من خودم در زمان وزارت اطلاعات دولت خاتمی بازداشت و زندانی شدم و این مساله را تایید می کنم اما هر چه که گذشت ، وزارت اطلاعات رفتار خشن تری  در پیش گرفته است. اینک با گذشت سه سال از دولت احمدی نژاد ، وزارت اطلاعات به سرپرستی وزیر پر حرف و حدیثی چون محسنی اژه ای ، امروز همان کاری را با آزادی خواهان می کند که رژیم شاه در اواخر عمر در ساواک خود می کرد.

فکر می کنید این شکنجه ها یا بازداشت های طویل و المدت را چه کسی انجام می دهد؟ فکر می کنید صدور احکام اعدام و شکنجه به دستور کیست؟ قضات ؟ نه ، زیاد جدی نگیرید. قضات گاه تنها در حد بازیچه های دست مسولان وزارت اطلاعات هستند. البته نه همه شان اما آن قضاتی که برخلاف قواعد شایسته سالاری ، تنها به رغم دستگیری و چند بگیر و ببند در کمیته سابق ، با پاس کردن دروس ریش حزب اللهی و چفیه ، قاضی شده اند ، برای ارتقا ، هرچه بگویند گوش می کنند!

امروز حتما در خبرها خواندید که سه دانشجوی امیرکبیر پس از ماه ها حبس و انفرادی آزاد شدند.فقط از افدامات وزارت اطلاعا همین که بازداشت این سه تن توسط وزارت اطلاعات بوده است.

اینک که وزارت اطلاعات آن می کند که رهبری می پسند ، طبیعی است که اینچنین رهبری از سربازان امام زمان حمایت می کند و از آنها می خواهد "به مسیر مستقیم خود ادامه دهند"...

راستی این گزارش تصویری دیدار آیت الله خامنه ای با کارکنان وزارت اطلاعات  را ببینید. مردم هم لابد نا محرمند که تمام این کارکنان لشگر امام زمان پشت به دوربین بوده اند !!

در ضمن توجه من به این دو محافظ آقا جمع شد. گویا ایشان به سربازان امام زمان هم اعتماد ندارد که طبق روال همیشه ، کنارشان دو محافظ ایستاده اند !!!

آرش سيگارچی نظر ديگران (۱) ۲۳ مرداد ۱۳۸۷  ساعت ۲۳:۲۵

 

 
آگهی شما

برای دریافت کتاب اینجا کلیک کنید
 

   XML RSS
تازه ها

- توقيف "همشهری جوان"، فردا
 
- آزادی سه دانشجوی امیرکبیر پس از تحمل ۱۵ ماه حبس
 
- آزادی سه دانشجوی امیرکبیر پس از تحمل ۱۵ ماه حبس
 
- سه عدد "حوا" با پوشش برگ سبز بر ... 14+ (عکس)
 
- ذوق دختری که بالاخره شوهر پیدا کرد! (عکس)
 
- این خانم ها و آقایان سعی دارند برج پیزا را راست کنند (عکس)
 
- سفير سوريه: اسرائيل را به رسميت مي شناسيم!
 
- ببینید خامنه ای چه هوادارهایی دارد (فیلم)
 
- تصاویری از شیب دار ترین خیابان دنیا (عکس)
 
- کی می دونه الان ایران جیگر چنده؟
 
- یک حمام زنانه به سبک رومی!
 
- داستان خروج احمد باطبی / روز آنلاین
 

 
عکسخانه
www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos and videos from arash_sigarchi_s. Make your own badge here.
 
دوستان
 

روزنامه نگاران

اینها را می خوانم

 
بایگانی
« آينده شهريور ۱۳۸۷ گذشته »
ش ی د س چ پ ج
      ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰۳۱     
ماهانه 
موضوعی 
. . . . .
 
به وقت واشینگتن
به وقت رشت
. . . . .
 
 

Free counter and web stats

Balatarin

 

© ۱۳۸۱ پنجره التهاب - نقل مطلب فقط با ذکر نام و آدرس کامل سايت مجاز است.
بلاگ‌نگار