رشت‌، شهر بی‌ژنرال‌

نوشته شده در ۲۸ , بهمن , ۱۳۸۲ | توسط آرش سیگارچی |

احسان شریعتی-پرویز خرسند-مرحوم آیت الله لاهوتی

احسان شریعتی(فرزند دکتر شریعتی)،پرویز خرسند و مرحوم آیت الله لاهوتی -سال۵۸ (عکس از اینجا)

آنهایی که گیلانی هستند حتما اسمی را که می گویم خواهند شناخت . من که معتقدم او حتی بیرون از گیلان نیز شناخته شده بود.

شیون فومنی (میر احمد فخری نژاد) ، شاعر شالیزار را جملگی مردم گیلان زمین خوب تر می شناسند. متاسفانه زندگی روز مره آنقدر همه را سر کار گذاشته که کمتر می توان به شیون و سایر هنرمندان فکر کرد . بنابراین طبیعی می نماید که هر سال دور مزار اینگونه هنرمندانی گرد آییم و یاد شان را گرامی بداریم .
حتما فکر می کنید می خواهم شما را به یک مراسم سالگرد فوت دعوت کنم !؟ نه ، شنبه صبح بیرون از روزنامه بودم که تلفن زنگ زد . حامد فخری نژاد (حامد فومنی) ، پسر ارشد شادروان شیون بود. بعد از کلی احوالپرسی در خواستی داشت . دغدغه داشت که کسی ،  کاندیدایی در لابه لای انتخابات از عنوان پدرش استفاده نکند.
دغدغه اش برای من قابل قبول بود . همین پارسال در انتخابات شورا ها بود که هر کس سعی داشت یک سوء استفاده ای بکند. یک یارویی که آذری بود و در رشت کاندیدا شده بود ، عکس خودش را زده بود بین استاد شهریار و شادروان شیون فومنی که بعله ما هم بعله دیگه  !

نکته طرفه آنکه بنده خدا کاندیدایی که ذکرش رفت اصلا تا دیپلم هم به هزار زور و زحمت پیش رفت . بنا بر دغدغه حامد که البته می تواند دغدغه علاقمندان به شعر شیون باشد ، کل نامه حامد را در زیر آورده ام :

بهره‌برداری‌ سیاسی‌ از شیون‌ فومنی‌ ممنوع‌

»حامد فومنی«، فرزند ارشد زنده‌ یاد <شیون‌ فومنی‌>، طی‌نمابری‌ هر گونه‌ استفاده‌ از عکس‌، شعر، کتاب‌ و..

»شیون‌ فومنی‌« را بدون‌ اجازه‌ خانواده‌ آن‌ مرحوم‌ دانست‌.

به‌ گزارش‌ خبرنگار <گیلان‌ امروز>، در این‌ نمابر که‌ خطاب‌ به‌فرمانداران‌ شهرهای‌ رشت‌ و فومن‌ نوشته‌ شده‌، آمده‌ است‌:

به‌ استحضار می‌رساند در آستانه‌ هفتمین‌ دوره‌ انتخابات‌مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ شهرستان‌ فومن‌ با عنایت‌ به‌ اینکه‌ دردوره‌ها و انتخابات‌ سالهای‌ گذشته‌ شاهد بهره‌برداری‌ برخی‌ ازجریان‌های‌ سیاسی‌از شخصیتهای‌ فرهنگی‌ و ادبی‌ خاصه‌ زنده‌یاد <شیون‌ فومنی‌>بدون‌ اخذ مجوز از مبادی‌ مربوطه‌ بوده‌ایم‌.در بخش‌ دیگر این‌ نامه‌ آمده‌ است‌: لذا اینجانب‌ به‌ نمایندگی‌ ازسوی‌ خانواده‌ <شیون‌ فومنی‌> باادای‌ احترام‌ به‌ کلیه‌ کاندیداها وجریان‌های‌ سیاسی‌ هفتمین‌ دوره‌ انتخابات‌ مجلس‌ شورای‌اسلامی‌ شهرستان‌ فومن‌ ضمن‌ آرزوی‌ موفقیت‌ روز افزون‌ کلیه‌کاندیداهای‌ محترم‌ به‌ منظور قداست‌ حریم‌ حرمت‌ هنر و ادب‌و خدشه‌ دار نشدن‌ نام‌ بزرگان‌ ادب‌ و فرهنگ‌ و پاسداشت‌ وحرمت‌ گزاری‌ به‌ مفاخر و ارزش‌های‌ ادبی‌ و چهره‌های‌ مردمی‌عرصه‌ قلم‌ و فرهنگ‌ از آن‌ مقام‌ محترم‌ استدعا دارد دستورفرمایید باعنایت‌ به‌ تعلق‌ شعر و آثارادبی‌ و مقام‌ و منزلت‌شاعر مردمی‌ گیلان‌ زمین‌ <شیون‌ فومنی‌> به‌ جامعه‌ فرهنگی‌ وکلیه‌ آحاد محترم‌ جامعه‌ نسبت‌ به‌ پرهیز از هر گونه‌ بهره‌برداری‌سیاسی‌، جناحی‌ و سلیقه‌ای‌ از نام‌، عکس‌، شعر، کتاب‌ و آثارصوتی‌ و تصویری‌ زنده‌ یاد <شیون‌ فومنی‌> – میر احمد سیدفخری‌ نژاد – د رعرصه‌ انتخابات‌ هفتمین‌ دوره‌ مجلس‌ شورای‌اسلامی‌ از سوی‌ کاندیداهای‌ محترم‌ شهرستان‌ فومن‌ اقدامات‌مقتضی‌ را معمول‌ نمایند.

این هم یک یادداشت از خودم که در روزنامه دیروز چاپ شد . کی می گه خوانندگان روزنامه در ماههای اخیر  ذائقه شان را از دست دادند. از صبح تلفن هایی زیادی داشتم که بابت مطلب تشکر می کردند. به هر حال آن مطلب رو هم در زیر کامل آورده ام :

رشت‌، شهر بی‌ژنرال‌

روایتی‌ را که‌ خواهم‌ نوشت آنها که‌ روزهای‌ انقلاب‌ و پس‌ از آن‌را به‌ یاد دارند بهتر از من‌ می‌دانند. من‌ آن‌ زمان‌ نبوده‌ام‌ و آنچه‌خواهم‌ گفت‌ شنیده‌هایی‌ است‌ که‌ بعدها دیدنی‌هایش‌ را دیدم‌ وتا امروز رسیده ام‌.

میدان‌ شهرداری‌ آن‌ روزها هنوز نامش‌ را به‌ شهدای‌ سرپل‌ذهاب‌ نداده‌ بود. آری‌ جمعی‌ از رشیدمردان‌ گیل‌ و دیلم‌ دراوایل‌ جنگ‌ در منطقه‌ی‌ سرپل‌ ذهاب‌ کرمانشاه‌ شهید شدند واین‌ نام‌ بر سر اصلی‌ترین‌ میدان‌ شهر ماند. قبل‌ از آن‌ یعنی‌درست‌ پس‌ از روزهای‌ پیروزی‌ انقلاب‌، آن‌ روزها که‌ تلویزیون‌هر از چند گاهی‌ مناظره‌ی‌ بهشتی‌، مطهری‌، عبدالکریم‌سروش‌، نورالدین‌ کیانوری‌، فرخ‌ نگهدار را پخش‌ می‌کرد،اگروقت‌ می‌کردید و از میدان‌ شهرداری‌ رشت‌ به‌ سوی‌سبزه‌میدان‌ می‌رفتید می‌دیدید که‌ از گروههای‌ راست‌ تا چپ‌هرکدام‌ کیوسکی‌ دارد و در مقابل‌ آن‌ جوانانی‌ از همین‌ شهردارند با هم‌ بحث‌های‌ عقیدتی‌ می‌کنند.

ازآن‌ جوانان‌ برخی‌هاشان‌ چپ‌ بودند و به‌ نام‌ پیکار، فدایی‌،اقلیت‌، اکثریت‌ و … به‌ دهه‌ی‌ اول‌ انقلاب‌ نرسیدندو حذف شدند. از آن‌ سو،جوانانی‌ که‌ با روحانیت‌ دلی‌ داشتند جنگ‌ را هدف‌ می دانستند اکثرشان‌با شهادت به‌ پایان‌ این‌ دهه‌ نرسیدند. از این‌ نسل‌ آنها که‌ ماندندامروز بازیگران‌ عرصه‌ی‌ سیاست‌، فرهنگ‌ و اقتصاد کشور هستند .

دورنشویم‌. یک‌ هفته‌ تبلیغات‌ در هفته‌ی‌ میانی‌ اسفند ۵۸ زمان‌لازمی‌ بود تا هر کدام‌ از گروهها عقاید و تبلیغ‌ تفکر خود راارایه‌ دهد و ماحصل‌ آن‌، آنچه‌ بود که‌ مردم‌ شهر رشت‌ همزمان‌با سراسر کشور در۲۴ اسفند ۱۳۵۸ آرای‌ خود را برای‌ انتخاب‌نمایندگان‌ مجلس‌ به‌ صندوق‌ ریختند.

از آن‌ انتخابات‌ آیت‌ ا… حسن‌ لاهوتی‌ اشکوری‌، به‌ عنوان‌ نفراول‌ مستقیم‌ راهی‌ مجلس‌ شد که‌ توانست‌ ۶۲ درصد آرا راکسب‌ کند. آیت‌ ا لله دو پسر داشت‌ که‌ هر دوتحصیل‌ کرده‌ی‌خارج‌ بودند و اتفاقا هر دوی‌ آنها داماد هاشمی‌ رفسنجانی‌بودند که‌ چندی‌ بعد رییس اولین ‌ مجلس‌پس از انقلاب‌ شد.

عمر آیت‌ ا… لاهوتی‌ به‌ آخر مجلس‌ قد نداد چرا که‌ در ششمین‌روز از آبان‌ ماه‌ سال‌ ۶۰ مرحوم‌ شد. هاشمی‌ رفسنجانی‌ درکتاب‌ سالهای ‌اخیر خود – پس‌ از بحران‌ – که‌ مربوط به‌ خاطرات‌ سال‌۱۳۶۰ است‌ اشاره‌ای‌ به‌ مرگ‌ مشکوک‌ آیت‌ ا… لاهوتی‌ دارد.

فضای‌ انتخابات‌ به‌ نوعی‌

شبیه‌ اولین‌ دوره‌ی‌ انتخابات‌ مجلس‌

پس‌ از انقلاب‌ است‌

هر چند کاندیداها سابقه‌ی‌

نمایندگی‌ ندارند

اما یک‌ فرق‌ بزرگ‌ را  می توان احساس‌ کرد

این‌ انتخابات‌ برعکس‌ آن‌ انتخابات‌

اصلا پرشور نیست‌

او می‌نویسد:

بعد از ظهر شش‌ آبان‌ جلسه‌ی‌ هیات‌ رییسه‌ داشتیم‌. برنامه‌ی‌هفته‌ آینده‌ را تنظیم‌ کردیم‌. درباره‌ی‌ شروع‌ کار ساختمان‌خانه‌های‌ نمایندگان‌ مجلس‌ با نقشه‌هایی‌ که‌ مهندس‌ مروت‌آورده‌ بود، توضیح‌ دادم‌.

ساعت‌ سه‌ بعد از ظهر، خبر دادند که‌ از طرف‌ دادستانی‌ انقلاب‌به‌ خانه‌ی‌ آقای‌ [حسن‌] لاهوتی‌ ریخته‌اند و خانه‌ را تفتیش‌می‌کنند. به‌ آقای‌ [ اسدا...] لاجوردی‌ گفتم‌ با توجه‌ به‌ سوابق‌ ومبارزات‌ آقای‌ لاهوتی‌ بی‌حرمتی‌ نشود گفت‌، دنبال‌ مدارک‌وحید [لاهوتی‌] هستند. اول‌ شب‌ اطلاع‌ دادند که‌ آقای‌ لاهوتی‌را به‌ زندان‌ برده‌اند و احمد آقاهم‌ تماس‌ گرفت‌ و ناراحت‌ بود.

قرار شد بگوییم‌ ایشان‌ را آزاد کنند. آقای‌ لاجوردی‌ پیدا نشد، به‌آقای‌ [سید حسین‌ ] موسوی‌ تبریزی‌، دادستان‌ کل‌ انقلاب‌گفتم‌ و قرار شد فورا آزاد کنند. احمد آقاگفت‌ امام‌ هم‌ از شنیدن‌خبر ناراحت‌ شده‌اند. شب‌ را در مجلس‌ خوابیدم‌.

اول‌ وقت‌ بعد از نماز و کمی‌ مطالعه‌، عفت‌ تلفنی‌ اطلاع‌ دادکه‌آقای‌ لاهوتی‌ را دیشب‌ به‌ بیمارستان‌ قلب‌ برده‌اند. بلافاصله‌تلفن‌ زد و گفت‌ از دنیا رفته‌اند. تماس‌ گرفتم‌. معلوم‌ شد صحت‌دارد. آقای‌ لاجوردی‌، دادستان‌ انقلاب‌ تهران‌ گفت‌: آقای‌لاهوتی‌ اتهامی‌ نداشته‌اند، برای‌ توضیح‌ مدارک‌ مربوط به‌وحید آمده‌ بودند، که‌ به‌ محض‌ ورود به‌ زندان‌، دچار سکته‌قلبی‌ شده‌ و معالجات‌ بی‌اثر مانده‌ است‌. قرار شد پزشکی‌قانونی‌ نظر بدهد.

به‌ غیر از مرحوم‌ لاهوتی‌ دو تن‌ دیگر در مجلس‌ اول‌ و البته‌ دردور دوم‌ برگزیده‌ شدند.

<رضا رمضانی‌ خورشید دوست‌> و <محمد خزایی‌ ترشیزی‌> که‌با هم‌ از لحاظ سنی‌ یک‌ سال‌ اختلاف‌ داشتند با اختلاف‌ دوهزار رای‌ و با کسب‌ ۵۶ و ۵۳ درصد آرا در انتخابات‌ دور دوم‌رشت‌ که‌ در نوزدهمین‌ روز بهار برگزار شد با هم‌ به‌ مجلس‌رفتند.

خزایی‌ بعدها نماینده‌ ایران‌ در صندوق‌ جهانی‌ پول‌ بود ورمضانی‌ هم‌ که‌ بعد از مجلس‌ برای‌ تحصیل‌ به‌ تهران‌ رفت‌سالهاست‌ که‌ در تهران‌ یک‌ مرکز بزرگ‌ مطالعات‌ راهبری‌ رااداره‌ می‌کند. او همین‌ یک‌ ماه‌ پیش‌ در< همایش‌ چشم‌ اندازتجارت‌ در خزر‌> در رشت حضور یافت‌ و به‌ نوعی‌ نشان‌ داد که‌ چقدر ازلحاظ علمی‌ ارتقا یافته‌ است‌. بعد از آن‌ انتخابات‌ و فضای‌حاکم‌ که‌ رقابت‌ را در جناح‌ انقلابیون‌ وابسته‌ به‌ روحانیت‌ حفظکرد، همواره‌ انتخابات‌ در شهر رشت‌ با حضور بیش‌ از یکصدهزارنفر ازرای‌ دهندگان‌ مواجه‌ شد که‌ در این‌ راه‌ در مجلس‌ دوم‌،انتخابات‌ به‌ دور دوم‌ کشیده‌ شد که‌ طی‌ آن‌ سید <داوودمصطفوی‌ سیاهمزگی‌>، سید <ابوطالب‌ حجازی‌ کمساری‌> و<محمد خزایی‌> به‌ مجلس‌ راه‌ یافتند.

دردور سوم‌ نوبخت‌، همان‌ کسی‌ که‌ چهار دوره‌ی‌دیگرنماینده‌ی‌ مردم‌ رشت‌ شد با ۳۸ درصد آرا، مستقیم‌ به‌مجلس‌ راه‌ یافت‌ و پس‌ از او <علیرضا خاک‌> و <الیاس‌حضرتی‌> با ۵۷ و ۳۸ درصد آرا دردور دوم‌ به‌ مجلس‌ سوم‌رسیدند.

در مجلس‌ چهارم‌ نظارت‌ استصوابی نیروهای پیرو روحانیت ‌و میان‌ دلسوزان‌نظام را‌ به دو طیف‌ راست‌ و چپ‌تقسیم کرد و به‌ این‌ ترتیب‌ بسیاری‌ از نیروهای‌ سیاسی‌ که‌ نیمه‌ دهه‌ی‌۷۰ به‌ عنوان‌ اصلاح‌ طلب‌ معروف‌ شدند در آن‌ انتخابات‌ ازگردونه‌ حذف‌ شدند اما در گیلان‌ از این‌ قشون‌ کشی‌ها خبری‌نبود به‌ طوری‌ که‌ علاوه‌ بر نوبخت‌ و حضرتی‌ فقط <نصرتی‌راد> جای‌ <خاک‌> را گرفت‌.

درمجلس‌ پنجم‌ نیز پس‌ از آنکه‌ نوبخت‌ به‌ عنوان‌ نفر اول‌ به‌مجلس‌ راه‌ یافت‌، الیاس‌ حضرتی‌ و احمد رمضانپور نمایندگان‌مردم‌ رشت‌ شدند.

مجلس‌ ششم‌ هم‌ که‌ همه‌ می‌دانند طی‌ آن‌ نوبخت‌، مودب‌ پورو رمضانپور به‌ مجلس‌ راه‌ یافتند.

* * *

انتخابات‌ مجلس‌ هفتم‌، ۹۶ ساعت‌ دیگر در رشت‌ همزمان‌ باسایر شهرهای‌ دیگر برگزار می‌شود و این‌ در حالی‌ است‌ که‌بسیاری‌ معتقدند رشت‌ بعد از سالها انتخاباتی‌ را به‌ خودمی‌بیند که‌ در آن‌ ژنرالی‌ به‌ چشم‌ نمی‌خورد. از میان‌ ۵۲کاندیدایی‌ که‌ در رشت‌ رقابت‌ را دنبال‌ می‌کنند تنها کسی‌ که‌سابقه‌ای‌ از نمایندگی‌ مجلس‌ داشته‌اند فقط <محمد رضاشفیعی‌> است‌ او متولد ۱۳۲۱ در <کاس‌ احمدان‌> فومن‌ است‌ودر مجلس‌ سوم‌ توانست‌ پس‌ از آنکه‌ <افتخاری‌> نماینده‌ی‌فومن‌ در حادثه‌ی‌ سقوط هلی‌ کوپتر امدادرسانی‌ به‌ زلزله‌زدگان‌رودبار جان‌ خود را از دست‌ داد،‌ با کسب‌ ۴۳ درصدآرای‌ مردم‌ آن‌ حوزه‌ به‌ مجلس‌ راه‌ یابد.

غیر از او آنان‌ که‌ کاندیدا شده‌اند هیچ‌ کدام‌ سابقه‌ی‌ نمایندگی‌مردم‌ را ندارند. در این‌ میان‌ <محمد حسین‌ شاهکویی‌> نماینده‌مردم‌ شهر در شورای‌ شهر اول‌ بوده‌ است‌ و <مجتبی‌ مودب‌پور>علا‌وه بر اینکه عضو شورای دوم رشت بوده بعد از آنکه‌ پدر فقیدش‌ درگذشت‌ در این‌ مجلس‌ کاندیداشده‌ است‌.

بسیاری‌ معتقدند انتخاباتی‌ که‌ پیش‌ روست‌ سردتر از گذشته‌برگزار می‌شود اما باید دید مردم‌ که‌ در فضایی‌ همچون‌ اولین‌انتخابات‌ مجلس‌ پس‌ از انقلاب‌، با افرادی‌ فاقد سابقه‌ی‌نمایندگی‌ مواجه‌ شده‌اند کدام‌ یک‌ را بر می‌گزینند.

آن‌ روزهای‌ اول‌ انقلاب‌ هر چند هیچ‌ کدام‌ از کاندیداها سابقه‌ی‌نمایندگی‌ مجلس‌ را نداشتند اما فضایی‌ وجود داشت‌ که‌سرشار از رقابت‌ بود. فضایی‌ که‌ در آن‌ جوانان‌ تازه‌ انقلاب‌کرده‌، بر عکس‌ جوانان‌ امروز فکر می‌کردند و می‌خواستندایرانی‌ نو را پس‌ از سالها سیاهی‌ طاغوت‌،دوباره بسازند.اما اکنون نه رقابت است و نه هیچ لیدری حضور دارد. بنابر این اینان، چه ایرانی خواهند ساخت برای کسانی که معتقد به ساختن دوباره ایرانی نوین بوده اند وقتی مردم ساکت هستند.

مطالب مرتبط

کد مطالب مرتبط را در اینجا قرار دهید
  1. ۳ Trackback(s)

  2. ۱۵ آبان ۱۳۸۷: .: Arash Sigarchi :. » Blog Archive » باز هم از “آقا” اشاره ، از بقیه دویدن

ارسال دیدگاه

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

---------------------------

یافتن مطالب :