روز بیست و دوم سفر / از اردبیل تا رشت (پایان)

نوشته شده در قسمت : سفر توسط : admin در تاریخ : خرداد ۲۸م, ۱۳۸۶

سلام. گفتم که دیشب به سرعین رسیدیم. از قدیم یادم هست چند باری با پدر و مادرم به سرعین آمده بودیم. هم آش ها را دوست داشتم و هم آبتنی کردن در حوضچه ها. این حال و هوای کودکی ، من را وادار کرد دیشب در سرعین بمانم. رافونه زیاد اردبیل را دوست ندارد اما خیلی به من لطف کرده و در آخرین روز سفر هم ، همراه من است.

شهر سیاحتی سرعین در ۲۵ کیلومتری اردبیل در دامنه کوه سبلان واقع شده و به علت چشمه های آب معدنی فراوان، مشهور شده است. سرعین دارای ده ها چشمه آب گرم معدنی می باشد که از کوه سبلان سرچشمه می گیرند. چشمه های آب معدنی معروفی از قبیل گاومیش گلی، بش باجیلار، مجتمع آب درمانی سبلان و… در این شهر واقع شده است. من چند سال پیش اینجا آمده بودم اما آن سرعین با این سرعین که من دیدم زمین تا آسمان فرق می کرد. خیلی خوب توسعه یافته هر چند که شلوغی  ، کمی آن را بی نظم جلوه می دهد. سرعین در فرهنگ لغت فارسی به معنای سرچشمه می باشد. در ادوار گذشته از این منطقه به نام های ساری قیه، سارقین، سرائین و سرقین یاد شده است. آب و هوای دلپذیر و معتدل اولین جاذبه ای است که به نظر آنوبانینی قبل و بعد از ورود به شهر و منطقه سرعین، گردشگران از آن بهره مند می شوند و از عمده ترین دلایل روی آوردن گردشگران به این منطقه می باشد. به نظر آنوبانینی این شهر در زمینه توریسم درمانی رتبه نخست را در کشور دارا بوده و لازم است در نقاط دیگر کشور نیز با الگو برداری از این شهر توجه ویژه به مناطقی که از لحاظ محیطی دارای چشمه های آب گرم هستند صورت گیرد؛ زیرا گردشگری درمانی از مواردی است که حتی خانواده هایی با منابع مالی ضعیف تر نیز مایل به انجام آن هستند. منافعی که آب های معدنی برای ناراحتی پوستی، دردهای مفصلی و… دارند می تواند دلیل خوبی برای مسافرت خانواده هایی باشند که مشکلاتی در این زمینه دارند. به جز آب گرم توریسم درمانی در مناطق دیگری همچون دریاچه ارومیه نیز دیده می شود که مردم از گل و لای و آب آن برای منافع درمانی استفاده می نمایند؛ به طور کلی این جنبه از گردشگری در کشور می تواند به خوبی رشد و گسترش پیدا کند و در صورت توجه کافی آینده بسیار خوبی برای آن پیش بینی می شود. خوشبختانه بهداشتی شدن چشمه های آب گرم نیز کمک بسیار زیادی در جذب گردشگر به سرعین کرده است. بیشتر چشمه های آب معدنی منطقه اکنون به صورت استخرهای سرپوشیده و با امکانات کامل درآمده که غالبا به صورت دو سانس هم برای آقایان و هم برای خانم ها فعالیت می نمایند. آب چشمه ها حاوی املاح معدنی گوناگون بوده و pH آنها کمی اسیدی است. آب چشمه ها غالبا کدر و شبیه به آب هایی است که کمی گل آلود شده اند. بیشتر آب های داخل شهر در محدوده دمایی کمی بالاتر از ۴۰ درجه سانتیگراد بوده و در بدو ورود به استخر داغ به نظر می آید. در غالب ایام سال استخرها شلوغ بوده به نحوی که در بعضی استخر های معروفتر حتی ممکن است در هر متر مربع چند نفر در حال شنا باشند. شهر سرعین مانند سایر نقاط این منطقه دارای تابستان های خنک و دلپذبر و زمستان های سرد و پر برف است. البته سرمای هوا مانع از ورود گردشگران به این منطقه نمی شود و گرمای طبیعی آب های معدنی عاملی برای افزایش جذابیت مسافرت زمستانی به سرعین است. علاوه بر این وجود پیست اسکی الوارس سبلان عامل دیگری برای افزایش جذابیت گردشگری این شهر است. عسل و سرشیر معروف ترین محصول و سوغاتی مناطق اطراف سبلان و به خصوص سرعین می باشد. دامنه ها و کوهپایه های حوالی سبلان به لحاظ تنوع گیاهی و ویژگی های اقلیمی، استعداد فوق العاده ای برای تولید عسل و زنبور داری دارد. بهترین نوع عسل در دامنه های پوشیده از سنبل، ریحان، پونه و گون سبلان تولید می شود و به سبب مرغوبیت شهرت  بسیاری پیدا کرده است. آش دوغ سرعین نیز بسیار معروف است؛ بعید است که گردشگری به این منطقه مسافرت کند و دست کم یکبار از این غذای محلی نخورده و لذت نبرد. کباب های محلی این منطقه نیز بسیار معروف و مورد علاقه گردشگران است. این شهر با داشتن هتل ها و مهمانپذیرهای متعدد؛ دارای امکانات بسیار مناسب برای اقامت میهمانان بوده و در مقایسه با سایر نقاط گردشگری کشور به نظر می آید تسهیلات توریستی بسیار مناسبی در این شهر تهیه دیده شده است. گرچه با وجود این امر در تابستان استقبال بسیار زیاد ایرانگردانی که بسیاری از آنان برای استفاده از خواص درمانی آب گرمها به سرعین سفر کرده اند ممکن است نیاز بیشتر به امکانات را نیز یاد آور شوند. همین دیشب بعد از نوشتن ماجرای سفر دیروزمان در تبریز ، یک استخر پیدا کردیم که تا صبح باز بود. البته زنانه و مردانه جدا. اولین چیزی که توجه من را جلب کرد ، تمیزی اش بود. یادم هست آن چشمه های آب گرم قدیم ، خیلی کثیف بود اما الان خیلی فرق کرده. حدود یک آمدم بیرون ، رافونه هم با کمی تاخیر آمد. صبح صبحانه ای خوردیم ، تاریخی. البته من در کنار عسل و کره طبیعی ، از آش دوغ طبق معمول غافل نبودم. تقریبا تا ۱۰ صبح در سرعین ماندیم.

بعد به سوی اردبیل حرکت کردیم . ظهر رسیدیم و شهر شلوغ بود. خب ملت سرگرم کار و زندگی شان هستند در این روز وسط هفته . همه مثل ما که بیکار نیستند بیایند دور ایران بگردند. به سوی مقبره این آقای شیخ صفی حرکت کردیم. حتما می دانید که این آقا در حدود هفتصد سال پیش تئورسین مسلکی شد که بعد ها توسط صفویان به حکومت راه یافت و هنوز که هنوز است روحانیت از این مسلک استفاده می کند. بد نیست توجه کنید که شیخ صفی الدین اردبیلی از اجداد خاندان سلسله ایرانی و شیعه مذهب صفوی بود که درسال ۶۵۰ هجری قمری متولد شده است.

شیخ صفی به دین داری و پاک دامنی معروف بوده به طوری که مخالفان خاندان صفی هم وی را با این ویژگی می شناختند. شیخ صفی الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان؛ هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرینکلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفی الدین، تاتی بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبان های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده است. شیخ صفی در سال ۷۳۵ هجری قمری، فوت شده و آرامگاهش در نزدیکی خانقاه و محل سکونت وی است. بناهای این مجموعه، از زیباترین آثار تاریخی اسلامی ایران در عصر صفوی بوده و یکی از آثار باستانی مهم کشور به شمار می رود. این بنا در سال ۷۳۵ هجری قمری توسط شیخ صدرالدین موسی فرزند شیخ صفی بنا شده و در طول زمان و به ویژه در دوران حکومت صفوی مورد احترام شاهان صفوی بوده است. این مجموعه شامل بخش های اصلی زیر است؛ مقبره شیخ صفی (گنبد الله الله)، آرامگاه شاه اسماعیل اول، عمارت چینی خانه، مسجد جنت سرا، تالار دارالحفاظ، دارالحدیث، صحن اصلی، محوطه شهیدگاه، خانقاه یا چله خانه و حیاط باغ. گنبد الله الله بنای استوانه ای شکل است که پس از مرگ شیخ صفی بنا شد. این مقبره از داخل به شکل هشت گوش منظم است که داخل آن با نقاشی هایی از گیاهان مزین شده است. در این قسمت صندوق قبر نفیس چوبی قرار دارد که با منبت کاری، خاتم کاری و کتیبه هایی از ثلث و رقاع آراسته گردیده است. آرامگاه شاه اسماعیل اول از بناهای بقعه کوچک تر و بسیار زیباست. وجود گنبدهای تذهیب و کتیبه های گچ بری و صندوق قبر خاتم کاری و منبت کاری، آن را به یکی از برجسته ترین دیدنی های این مکان تبدیل کرده است. از دید آنوبانینی چینی خانه از بر جسته ترین شاهکارهای معماری در قرن ۱۱ هجری در شهر اردبیل محسوب می شود. این بنا به شکل اتاق چهار گوش و به قطر ۱۸ متر است که گوشه های آن خوابیده و دارای چند طاق نما است. در مقرنس های توخالی گچی ایوان ها، طاق نماها و شاه نشین ها تعداد زیادی محوطه و طاق های تزئینی به شکل انواع گلدان ها، ابریق ها و ظروف رایج قرن ۱۱ هجری تعبیه شده است. این محوطه جهت قرار دادن چینی های اهدایی به شاه عباس طراحی شده است. درباره استان اردبیل اما درباره استان سردسیر اردبیل. باور کنید من در همه جای کشور با پیراهن آستین کوتاه بودم اما وقتی به اردبیل رسیدم از سرما می لرزیدم. استان اردبیل در شمال غربی فلات ایران، با بیش از ۱۸ هزار و ۵۰ کیلومتر مربع، یک درصد مساحت کل کشور را تشکیل می دهد. این استان از شمال به رود ارس، دشت مغان و بالهارود در جمهوری آذربایجان، از شرق به رشته کوه های طالش و بغرو در استان گیلان، از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه های به هم پیوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربایجان شرقی محدود است. ارتباط استان اردبیل با مرکز کشور از طریق محور اردبیل ـ آستارا (گردنه حیران) و از راه رشت و قزوین به تهران میسر می شود. این استان دارای ۶ شهرستان، ۱۶ بخش و ۲۱۹۳ آبادی است. شهرستان های استان اردبیل عبارتند از: اردبیل، بیله سوار، گرمی، خلخال، مشکین شهر و پارس آباد. قالی بافی، ورنی بافی و جاجیم بافی که تقریباً منحصر بفرد بوده، در مناطقی همچون مغان و خلخال توسط هنرمندان بافته می شود. بافت گلیم و مسند که کار خاص هنرمندان بخش های نمین و عنبران و گرمی و خلخال است، از صنایع دستی شاخص استان اردبیل به شمار می رود. قالی بافی در استان اردبیل دارای سابقه طولانی است. قالی هایی با گره ترکی و طرح هائی چون هراتی، مشایخی، گلدانی، ظل السلطان و ترنجدار شیخ صفی در این منطقه بافته می شود. بی مناسبت نیست که به قالی معروف اردبیل که شهره خاص و عام شده نیز اشاره ای داشته باشیم. این قالی مشهور از آن جهت قالی اردبیل نامیده می شود که از مسجدی واقع در مصلی اردبیل که شاه اسماعیل و جد او شیخ صفی الدین (که سلسله صفویه نام خود را از او گرفته) مدفون شده اند، به دست آمده است. این قالی بنا به توصیه “ویلیام موریس” از شرکت “ونیست رابینسون” خریداری شد که شرکت مزبور آن را از شرکت “زیگلر” واقع در تبریز خریده بود. قالی اردبیل از نظر طرح و بافت یکی از نفیس ترین و مشهورترین قالی های جهان است. از لحاظ تاریخی نیز سند و مدرک مهمی محسوب می شود زیرا دارای تاریخ و امضاء است. از این رو هسته مرکزی گروه قالی های ترنجدان یا سبک مشابه است که با اطمینان کامل می توان آن را متعلق به اواسط قرن شانزدهم دانست. این قالی در سال ۱۵۳۹ میلادی (۹۴۶ ه. ق.) یعنی در سیزدهمین سال سلطنت پنجاه و دو ساله شاه طهماسب بافته شده است. تار و پود این قالی ابریشم و گره آن فارسی است. قالی اردبیل برخلاف بسیاری دیگر از قالی های مشهور آن زمان طرحی آرام دارد و فاقد تصاویر حیوان و انسان است، چه هدف از بافت قالی استفاده از آن در مکانی مقدس بوده است. این قالی در تبریز و در دربار شاه طهماسب که تبریز را به پایتختی برگزیده بود، در کارگاه های سلطنتی بافته شده است. مهمترین بناها و مناطق دیدنی مشهور و تاریخی این استان عبارتند از: مسجد جامع اردبیل، آرامگاه شیخ صفی، مقبره شیخ جبرئیل، کلیسای مریم مقدس، دریاچه نئور، دره شیروان و بازار اردبیل؛ آرامگاه شیخ حیدر و قلعه قدیمی مشکین شهر و کوه سبلان. منبع

غروب ، حدود ساعت هفت شب حرکت مان را به سوی استان گیلان آغاز کردیم. این یعنی آخر سفر . بله ما دور ایران را در بیست و دو روز به پایان رساندیم ! “گردنه حیران” حد فاصل محور آستارا و اردبیل از چنان طبیعت زیبا و منحصر به فردى برخوردار است که با دیدن آن مفهوم “آلپ ایران” که به این منطقه اطلاق شده است را متوجه می شویم.

جاده پر از پیچ های تند بود اما گویی من در پیچ های سراسر ایران حسابی چیره دست شده ام. ماشین هم این آخر های سفر دارد بد کار می کند که فکر می کنم از پایان کار دیسک و صفحه کلاچ اش است. به هر صورت به آستارا رسیدیم. باور کنید اشک در چشمان مان حلقه زد وقتی به گیلان خود مان رسیدیم.

آرام ، آرام به سوی رشت رهسپار شدیم. یک شیطنت هم کردیم. چون کمی از برنامه جلو بودیم زنگ زدیم و پدر و مادر من را فرستادیم خانه پدر و مادر رافونه . شب حدود ۱۱ رشت بودیم. اگر بدانید خانواده های مان چقدر خوشحال بودند !

دوستان عزیز. من و رافونه توانستیم در ۲۲ روز به دور ایران بگردیم  و ضمن به دست آودن تجربه ای بس گران ، همه جای ایران را ببینیم. از همه جالب تر اینکه در این مدت هیچ تصادف رانندگی نداشتیم و این برای من یک رکورد است هر چند که تا دل تان بخواهد جریمه شدم. پس نوشت ۲۹ خرداد ۱۳۸۶ –  من و رافونه امروز (سه شنبه) یک روز پس از پایان سفر مان ، به انزلی ، جایی که خانه مان است رسیده ایم و از نو زندگی مان را آغاز کرده ایم …. به مصداق معروف ، به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقیست ….. من نیز این خانه را با پایان سفر مان ، تعططیل می کنم و امیدوارم در روزهایی نه جندان دور در خانه اصلی ام  (پنجره التهاب) نوشتن را بار دیگر شروع کنم ….. شاد باشید و پاینده .

آرش و رافونه

روز بیستم و یکم سفر / در دیار باقرخان و ستارخان

نوشته شده در قسمت : سفر توسط : admin در تاریخ : خرداد ۲۷م, ۱۳۸۶

همانطور که خواندید ما دیشب (شنبه شب) به تبریز رسیدیم و امروز (یکشنبه) را به گردش در این شهر پرداختیم. تبریز از آن شهرهایی بود که من و رافونه هر دو خوش مان آمد. هم آب و هوای آن خوب بود و هم اینکه از نظر معماری و شهرسازی برای مان خوشایند بود.

صبح بعد از صبحانه ابتدا به مقبره الشعرای تبریز در خیابان ثقه الاسلام که  در ضلع شمالی بقعه سید حمزه واقع است ، رفتیم. درباره این مقبره زیاد نوشته اند از جمله این را ببینید :

از مقبره الشعرا یا آرامگاه شاعران در سرخاب تبریز تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشده است . قدیمی ترین کتبی که نام مقبره الشعرای تبریز را به صراحت نوشته است ، تاریخ گزیده و نزهه القلوب حمد الله مستوفی است که در سال های ۷۳۰ و ۷۴۰ هجری قمری تالیف شده است. باید گفت که نام مقبره الشعرا سرخاب ظاهرا” پس از دفن شدن شاعران معروف قرن ششم مانند خاقانی و ظهیر و شاعرانی که بعد از آنها در آنجا دفن شده اند در کتب تاریخ و تذکره آمده و رفته رفته معروفیت یافته است.شهر تبریز پس از آنکه در قرن ششم مرکز حکومت اتابکان آذربایجان شد پناهگاه شاعرانی که زندگی آرام و آسوده ایی را دور از جنگ و نزاع می جستند گردید ، خاقانی و ابوالعلا و فلکی از شروان و گنجه ، ظهیر فاریابی و شاهپور نیشابوری از خراسان به تبریز آمدند و در این شهر ساکن شدند و پس از مرگ ، یکایک آنان در حظیره مخصوصی دفن شدند که این حظیره را در تاریخ و تذکره ها به عنوان مقبره الشعرا یاد کرده اند ، شاعران دیگری نیز از عهد ایلخانیان تا ایلکانیان و دوره آق قویونلو در تبریز بودند و یا از نقاط دیگر به تبریز آمده و در این شهر در گذشته اند که غالبا در همین حظیره و در جوار خاقانی مدفون هستند.

بنای یابود زیبایی با تأسیسات توریستی به نام مقبر الشعرا در این محل ایجاد گردیده که آرامگاه یکی از بزرگترین شاعران معاصر کشورمان (شهریار) در این محل قرار دارد.

در ماخذ و منابع، از مقبره الشعرا؛ تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشده و قدیمی ترین تذکره فارسی، یعنی لباب الالباب محمد عوفی که ظاهرا در سنه ۶۱۸ تالیف شده و شرح حال شاعران قرن ششم مانند خاقانی و ظهیر را که در مقبره الشعرا دفن شده اند، نگاشته است، نامی از مقبره الشعرا نبرده و از این روی، قدیمی ترین کتابی که نام مقبره الشعرای سرخاب را به صراحت دارد “نزهه القلوب” حمدلله مستوفی است که در سال ۷۴۰ ه. ق تالیف شده است. ادامه را در اینجا بخوانید

از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز، می توان موزه این شهر را نام برد. این موزه در مساحتی قریب به ۳۰۰۰ متر مربع از سال ۱۳۴۱ مورد بهره برداری قرار گرفته و مشتمل بر ۳ سالن نمایش است که در آنها ۲۳۰۰ قطعه شیء ثبت شده وجود دارد. آثار به نمایش گذاشته شامل اشیاء باستانی از دوران های مختلف تاریخی، آثار مردم شناسی و آثار مشروطیت می باشد.

نقطه بعدی که دیدار کردیم خانه مشروطیت و البته موزه مشروطیت  بود.

خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای زنده نگهداری خاطرات نهفته در آن « خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال ۱۲۴۷ شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی ( ابوالمله ) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است.

غیر از بار عظیم  تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده. این خانه در محله قدیمی راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینک به عنوان مرکز اداری میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد. از آنجا به بوستان مشروطه رفتیم و ساعاتی را به استراحت پرداختیم.

غروب به شاه گلی یا همان ایل گلی تبریزی ها رفتیم. ایل گلی (شاه گلی) از گردشگاه های زیبای تبریز است که در جنوب شرقی تبریز بر دامنه تپه ای واقع شده. ایل گلی استخری بزرگ به شکل مربع به مساحت ۵۴ هزار و ۶۷۵ متر مربع است و در جنوب آن تپه ای وجود دارد که آنرا از بالا تا پایین، همسطح استخر، پله بندی کرده و نهر آبی از آن به سمت پایین روان است. در مرکز استخر، عمارتی به شیوه  سنتی در دو طبقه ساخته شده و اطراف استخر به صورت پارک بسیار زیبا و فرح بخشی درآمده که یکی از زیباترین جاذبه های گردشگری آذربایجان شرقی به شمار می رود.

نکته جالب برای من این بود که دقایقی روی نقشه دنبال شاه گلی گشتیم اما تو شهر نمی تونستیم پیدا کنیم. بعد یک مرد تبریزی با حوصله برای ما شرح داد که گویا چون شاه (نگفت کدوم شاه) این استخر و کاخ را برای خودش ساخته بود اسمش شد “شاه گلی” . بعد از انقلاب شد ائل گلی یعنی استخر مردم.
آنوبانینی توسعه این محل را در جهت گسترش توریسم منطقه بسیار مهم می داند و از آنجا که همکنون هتل بسیار زیبایی نیز در نزدیکی آن بنا شده است توجه بیشتر به ایل گلی برای جذب روز افزون جهانگردان ضروری است.  بنای نخستین عمارت ایلگلی (شاه گلی) را به دوره آققویونلوها نسبت می دهند که یکبار در زمان صفوی و بار دیگر در زمان قاجار، توسط “قهرمان میرزا” پسر “عباس میرزا نایب السلطنه” در ایام حکمرانی بر آذربایجان، بازسازی شده است. اگر به تبریز سفر کردید غروب ایل گلی را به هیچ عنوان از دست ندهید. ایل گلی به عنوان یک تفرجگاه زیبای تابستانی همواره می تواند در برنامه سفر و گردش شما باشد.

غروب امروز (یکشنبه) به سمت اردبیل حرکت کردیم. شب به سرعین رسیدیم. ف شاید فردا به رشت برویم. به این ترتیب سفرمان به دور ایران در ۲۲ روز تمام می شود… با ما باشید ….

درباره استان آذربایجان شرقی

وجود کوهستان های زیبا و سر به فلک کشیده که حتی در اوج گرمای آفتاب تابستانی جامه سفیدشان را از تن به در نمی کنند، رودخانه های خروشان و آبشارهای فرح بخش آن با چشم اندازهای بدیع و جان افزا، باغ های پرمیوه و ییلاق های سرسبزش، دریاچه های پرموج و تفرج گاه های روح پرور، استخرها، آسیاب ها و روستاهای دل انگیز، همه و همه این استان را به یکی از زیباترین مناطق ایران و یکی از بهترین مناطق برای گردشگری به خصوص در فصول گرم تبدیل کرده است.

این استان دارای ۱۲ شهرستان و ۳۱ شهر است. شهرستان های آن عبارتند از اهر، بستان آباد، بناب، تبریز، سراب، شبستر، کلیبر، مراغه، مرند، میانه، هریس و هشترود. مرکز آذربایجان شرقی شهر تاریخی و توسعه یافته تبریز است که خود یکی از دیدنی ترین شهرهای ایران به شمار می آید. آذربایجان شرقی یکی از کانون های صنایع دستی ایران محسوب می شود. در این استان انواع فرش، قالیچه، جاجیم، ورنی، خورجین، گلیم، شال، گلیمچه، ظروف سفالی، سرامیک، اقسام سبد حصیری و ترکه ای، پارچه های پشمی و ابریشمی سوزن دوزی شده، نقره سازی و… موارد عمده صنایع دستی را تشکیل می دهند و فرش تبریز هنوز یکی از معروف ترین و بهترین فرش های دست باف صادراتی ایران به شمار می رود.

اگر چه این استان بنا به تجربیات گروه آنوبانینی جزء سردترین استان های کشور است؛ اما از تنوع اقلیمی قابل توجهی نیز برخوردار می باشد؛ به طوری که در بیش از ۵۰ روز از سال شاهد یخبندان بوده و در گرم ترین روزهای تابستان در برخی مناطق استان، درجه حرارت، به ۴۰ درجه سانتیگراد می رسد.

این استان از لحاظ تنوع ظرفیت های گردشگری و جاذبه های توریستی نیز از مهمترین استانهای کشور است. آنوبانینی می تواند آثاری از دوره های پیش از اسلام، دوره اسلامی، دوره ایلخانی و…، کلیساهای زیبای باستانی، رودها و آبشارهای پر آب و سواحل زیبا و آثاری همچون روستای کندوان را به عنوان شاهد این مدعا ذکر کند. از مهمترین آثار باستانی استان می توان از: کلیسای سنت استپانوس، پل دختر، ارک علیشاه، بازار تبریز، مسجد جامع تبریز، مسجد جامع  مرند، قلعه بابک، روستای کندوان، مسجد کبود، مقبره الشعراء، سنگ  بسم الله موزه آذربایجان، خانه مشروطیت،گنبد سرخ و کبود و رصد خانه باستانی مراغه، عمارت ایل گلی، برج شهرداری تبریز و… نام برد. منبع

درباره شهر تبریز

تبریز با بیش از ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار نفرجمعیت دومین شهر صنعتی کشور و سومین شهر  پرجمعیت ایران است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۴۰ متر است و با وسعتی حدود ۱۱۸۰۰ کیلومتر مربع در قلمرو میانی خطه آذربایجان و در قسمت شمال شرقی دریاچه ارومیه و ۶۱۹ کیلومتری غرب تهران قرار گرفته است. مردم تبریز همانند اکثر مردم آذربایجان شرقی دارای مذهب شیعه بوده و به زبان ترکی آذری صحبت میکنند. ولی در این شهر اهل تسنن و اقلیت های مذهبی نیز در بعضی محلات وجود دارند.

تبریز در قدیم، به “شهرباغ” معروف بوده و در برخی اسناد برای تبریز نام های “تاورز”، “تورژ”، “تورش” و “دورژ” هم ذکر شده است.
تاریخ تبریز پیش از ظهور اسلام؛ مملو از ظن وگمان ها و حتی تعارض است.اما بعد از ظهور اسلام این شهر توسعه بسیاری یافته و در گستره وسیع حکومت اسلامی به “قبه السلام” مشهور می شود. سپس در شاهراه ابریشم، شرق را با غرب پیوند داده و رونق اقتصادیش به بنیان بازارها و کاروانسرا هایی می انجامد که عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد.

بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ای را می ماند. درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی” و “یاقوت حموی” می نویسند: بنایتبریز از زبیده زن هارون الرشید است. وی که به بیماری تب نوبه مبتلا بوده؛ روزی چند در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماریش زایل می شود. به همین دلیل فرمود تا شهری در آن محل بنا کنند و نام آن  را “تب ریز” بگذارند.

همانطور که در ابتدا اشاره شد؛ پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستتر بوده. حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان، نامی از تبریز دیده نمی شود. تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در دوره خلافت متوکل عباسی، تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند. از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرین مشهور شد. اوصافی که در طول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است:

در قرن چهارم هجری، “یاقوت حموی”، تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند. “ابو حوقل” در ۳۶۷ و “ابن مسکوبه” در ۴۲۱ و “ناصر خسرو” در ۴۳۸؛ تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند. در سال ۶۱۸ لشگر مغول به پشت دروازه های تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر، تبریز را از حمله لشگر وحشی مغول مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال، شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند.

در زمان غازان خان مغول، تبریز شکوه ویژه ای می یابد. “خواجه رشیدالدین فضل الله” وزیر اندیشمند ایلخانیان “ربع رشیدی” را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی–فرهنگی به شمار می رود. این شهر در طول تاریخ دوره های طلایی متعددی را سپری ساخته است. دوران پایتختی، دوران ولیعهدنشینی، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی،علمی، هنری و…

زمانی تبریز، در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروز آثار کم نظیر آن دوره، زینت بخش موزه های جهان است.

مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند. کعبه ملای روم، میعادگاه عرفا، شعرا، اندیشمندان و بزرگان بوده؛ به همین دلیل تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعرا است. مقبره ای که خاقانی ، همام ، قطران و دیگر بزرگان متقدم و سرانجام شهریار شیرین سخن، در آن مکان آرمیده اند.

تبریز از لحاظ گردشگری بسیار مستعد بوده و از چه از لحاظ اکوتوریسم و چه از لحاظ تنوع آثار باستانی قابل توجه است. گرچه آب و هوای منطقه در فصل های سرد سال گردشگری را در آن مشکل کرده است لیکن در ماه های اردیبهشت تا مهر ماه از آب و هوایی مطبوع برخوردار بوده و مسافرتی خاطره انگیز را نوید می دهد. منبع

روز بیستم سفر / در ارومیه

نوشته شده در قسمت : سفر توسط : admin در تاریخ : خرداد ۲۶م, ۱۳۸۶

سلام بر همه شما خوانندگان . امروز (شنبه) تمام وقت مان را  در ارومیه ماندیم و با یکی ، دو تن از دوستان دیدار کردیم. غروب هم از طریق مسیر دریاچه ارومیه به شهر تبریز رفتیم که گزارش آن را مشروح خواهید خواند:

آذربایجان غربی

همانطور که جمعه شب نوشتم ما غروب جمعه سنندج را به مقصد ارومیه ترک کردیم . چون شارژ خودمان و دوربین و موبایل های مان تمام شده بود مستقیم به هتل آنا رفتیم. هتلی دو یا احتمالا سه ستاره در مرکز شهر. شب را حسابی به استراحت پرداختیم و از صبح به گشت و گذار پرداختیم.

صبح اول وقت من و رافونه به بازار ارومیه رفتیم. شکل بازار این شهر بی شباهت به بازار شهرهایی چون شیراز و کرمان نیست اما عموما کیفیت کالاهایی که در آن یافت می شود از درجه بالایی برخوردار نیست. چند سال پیش تر در بازار مراکز استانهای مرزی ، می شد اجناس خوبی پیدا کرد اما گویا الان این گونه نیست.

بعد از بازار به موزه شهر ارومیه رفتیم . این موزه از دو بخش باستان شناسی و مردم شناسی تشکیل شده است که در آن آثاری از دوران های مختلف تاریخ این سرزمین به خصوص اشیاء بسیار قدیمی مربوط به دوران های ماقبل تاریخ نگهداری می شود. همچنین در این موزه لباس های محلی زری دوزی و مخمل های قلاب دوزی و کتاب های خطی و کارهای ظریف مینیاتوری و غیره به نمایش گذاشته شده است. هرچند فضای زیادی را در بر نمی گرفت اما آثار با قدمتی در آن جای دارد. سکه های دوران ساسانیان و یا سنگ هایی از دوران چند هزار سال قبل از میلاد. فکر می کنم چون شنبه بود از ما برای ورود به موزه بلیت نگرفتند. از موزه به شورای شهر ارومیه رفتیم تا شاید خانم شهره شیرزاد عضور شورای شهر و فعال نهاد های مدنی این شهر را ببینیم که گویا در جلسه شورا بودند و دیدار امکان پذیر نشد.

حدود ساعت یازده به مرکز شهر و کلیسای ننه مریم رفتیم. ساعت بازدید نبود اما متصدیان وقتی فهمیدند که از رشت آمده ایم در نهایت ادب ما را به داخل هدایت کردند. گویا اخیرا ارشاد به آنها دستور داده بود که به توریست ها اجازه عکاسی ندهند. جالب بود. من و رافونه هم فقط از کلیسا بازدید کردیم. کلیسای کوچکی بود که گویا قدمت آن به نود سال برمی گردد. هرچند کنار آن هم یک کلیسای جدید ساخته اند اما فکر می کنم از کلیسا های رشت قدیمی تر باشند.

درباره کلیسای ننه مریم می گویند : به روایتی” نـنـه مـریـم “  ارومیه اولـین کـلیـسای مشــرق زمــین است کـه از سـوی مـجــوسیانی کــه برای دیــــــدار عـیســی بــه اورشـلـیــم رفــتــه بــودنـــد ســاخـتـــــه شـــــــده .کلیسای ننه مریم نه نیمکت دارد و نه جایگاهی برای اعتراف و وعظ کشیش. سرت را که خم می‌کنی تا از در کوتاه کلیسا داخل شوی، چشمت به دست نوشته‌ای می‌افتد که می‌گوید: «نعلینت را از پا بیرون کن، مکانی که در آن ایستاده‌ای مقدس است.» کفش‌ها را که می کنی و دو پله پائین می‌روی، به راهرویی می‌رسی با دالان‌هایی گنبدی شکل در دو طرف و مقبره‌هایی که متعلق به کشیش‌های متوفی این کلیسا است و پس از آن راهروی تنگی که تو را به سالن اصلی کلیسا می‌برد و محرابی تو در تو و روشن را در برابر چشمانت قرار می‌دهد. ادامه را اینجا بخوانید

ظهر به منطقه گردشگری بند رفتیم که جالب بود.

نهار را آنجا بودیم و تا عصر به استراحت در آنجا گذراندیم. در حین استراحت دو تن از وبلاگ نویسان و یک روزنامه نگار ارومیه ای با ما دیدار کردند. گویا یکی از آنها به خاطر موقعیت شغلی معذوریت داشت که اسمش در بلاگ  بیاید بنابراین از نام بردن خود داری می کنم.

غروب حدود ساعت پنج زدیم به جاده. من فکر می کردم چهار ، پنج ساعتی برای رفتن به تبریز باید وقت صرف کنم اما به من گفتند می توانم از روی دریاچه ارومیه با ماشین بگذرم. گویا بزرگراه روی دریاچه ساخته شده و فقط یک کیلومتر نهایی آن که یک پل است تکمیل نشده .

درباره بزرگراه شهید کلانتری اینجا بخوانید

تقریبا کل مسیر روی دریاچه بود. به جز همین یک کیلومتر. قسمتی بود باید بلیت می خریدی ، و به منظور حمل و نقل ، شناور هایی خودروها را بین دو مسیر جابجا می کنند. خیلی جالب بود.

البته نمی دانم از منظر حفظ محیط زیست چقدر این جاده می تواند بی اثر باشد. البته خوب است که یک کیلومتر آخر را پل زده اند وگرنه دریاچه عملا به دو قسمت تقسیم می شد.

من و رافونه هم با یک شناور از این سوی دریا به سوی دیگر رفتیم. غروب در تبریز بودیم. شب در پارکی در تبریز چادر زدیم.

راستی نهار و شام مان را حدود ساعت شش در رستورانی نه خیلی مجلل خوردیم. رافونه مثل اگر شهرهای دیگر ، کباب برگ اش را خورد. و طبق معمول چون مثل کباب برگ های رشت نمی شود ، کلی غر زد. در عوض من کوفته تبریزی و دلمه زدم به رگ. تازه دسر هم قرابیه و راحت الحلقوم خوردم. با یه چایی دبش.

درباره استان آذربایجان غربی

استان آذربایجان غربی با وسعت ۴۳۶۶۰ کیلومتر مربع در شمال غرب کشور ایران قرار دارد و از جمله کهن ترین استان های ایران می باشد. مرکز این استان شهر ارومیه است و شهرهای تابعه  این استان: خوی، ماکو، سلماس، سردشت، مهاباد، میاندوآب، نقده، پیرانشهر، اشنویه، بوکان، تکاب، شاهین دژ و سیه چشمه (چالدران) می باشد. اکثریت مردم این استان پیرو دین اسلام و مذهب شیعه بوده؛ ولی مردم شهرهای مهاباد، سردشتو پیرانشهر بیشتر اهل تسنن و کرد نشین هستند. تعدادی از اقلیت های مسیحی، یهودی و زرتشتی نیز در ارومیه زندگی می کنند.

آذربایجان در فارسی میانه؛ آتورپاتکان، در آثار کهن فارسی؛ آذربادگان و در فارسی کنونی آذربایجان نامیده می شود. تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم ماد درآمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران، قسمت های غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کرد. بعد از غلبه اسکندر مقدونی بر ایران، سرداری به نام آتوپارت در آذربایجان ظهور کرد و این سرزمین به نام آتوپارتگان معروف شد. در زمان حکومت سلوکی ها، ناحیه آتوپارتگان پناهگاه و تکیه گاه ایرانیت در مقابل یونانیت شد. حکومت های محلی متعددی قدرت را در آذربایجان به دست گرفتند. پس از تصرف آذربایجان به دست شاه اسماعیل اول صفوی، آذربایجان مرکز عمده گردآوری قوای نظامی برای شاهان صفوی گردیده و در زمان صفویه آذربایجان محل جنگ های خونین میان سپاهیان ایران و عثمانی شد که جنگ چالدران از عمده ترین آنها به شمار می رود. در آن جنگ سید صدرالدین وزیر اعظم شاه اسماعیل صفوی به شهادت رسیده و مقبره ایشان هم اکنون در چهار کیلومتری شهر چالدران در روستای سعدل قرار دارد.

این استان یکی از دیدنی ترین استان های کشور، با آثار تاریخی، طبیعی و جذابیت های گردشگری فراوان است. از لحاظ تعداد نقاط دیدنی، شاید کمتری استانی در ایران قدرت رقابت با آذربایجان غربی را داشته باشد. وجود آثار باستانی همچون تخت سلیمان، تپه حسن لو، قره کلیسا و … با قدمت بسیار طولانی، نشان از تمدن کهن این منطقه از کشور عزیزمان دارد.منبع

درباره ارومیه

ارومیه یا اورمیه مرکز استان آذربایجان غربی، یکی از شهرهای قدیمی ایران به شمار می رود که قدمت آن به ۲۰۰۰ ق. م. می رسد. این شهر در جلگه وسیع و سرسبزی که اطراف آن تا کیلومترها پوشیده از باغات انگور و سیب و مزرعه می باشد، واقع گردیده است. مورخین معتقدند که نام اصلی این شهر “چی چست” بوده ولی درباره نام فعلی آن اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقد هستند که اورمیه از دو کلمه اور+میه تشکیل یافته است که “اور” به معنی جا و مکان و “میه” به زبان آشوری یعنی آب. این شهر در دوران حکومت رضاخان بنام رضائیه تغییر نام داده بود که پس از پیروزی انقلاب، مجددا به نام اصلی خود یعنی ارومیه بازگشت.

ارومیه یکی از شهرهای زیبا و دیرپای آذربایجان غربی در جلگه ای بطول ۷۰ کیلومتر و به عرض ۳۰ کیلومتر و در کنار دریاچه لاجوردی به همین نام گسترده شده است. این شهر به علت آب و هوای معتدل و داشتن مناظر زیبا یکی از شهرهای توریستی کشور است. تنوع مذهبی در شهر ارومیه بسیار زیاد است و شیعه، سنی، یهودی، آشوری و ارمنی ها در کنار هم و به صورت کاملا مسالمت آمیز زندگی می کنند. به فراخور تنوع مذهبی تنوع زبانی نیز در این شهر بسیار زیاد است. مردم این شهر به زبان های ترکی، کردی آشوری و ارمنی صحبت می کنند. ولی اکثر قریب به اتفاق آنان به زبان های ترکی و کردی (و البته زبان رسمی کشور: پارسی) مسلط هستند و نباید چندان در زمینه برقراری ارتباط با مردم این شهر نگران بود.

تنوع محصولات کشاورزی در استان آذربایجان غربی مخصوصا شهر ارومیه باعت شده که این استان از اهمیت ویژه ای از این لحاظ برخوردار باشد. باغات گسترده انگور و سیب از شهرت خاصی نسبت به شهرستان های دیگر برخوردار است و نظر هر بیننده ای را در فصل تابستان به خود جلب می کند. تنوع انگور و سیب ها در نوع خود کم نظیر است.منبع

فردا تبریز را می گردیم. جای شما خالی. راستی یک دوست وبلاگ نویس را هم می بینم . تا فردا